اقتباس پسااستعماری، تقلید یا بومیسازی؟تجلی مرگ فروشنده اثر میلر در فیلم فروشندۀ فرهادی
نویسندگان
1 استاد ادبیات انگلیسی و ادبیات تطبیقی دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس، آمریکا
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 دانشیار ادبیات انگلیسی و مطالعات فرهنگی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22059/jor.2021.303469.1994چکیده
در تاریخ سینمای ایران فیلمهای اقتباسی متفاوتی تولید شده است. ارتباط بین فیلم فروشندۀ اصغر فرهادی (1395)، به عنوان اقتباسی از مرگ فروشنده اثر آرتور میلر(1949) با نقدهای متفاوتی در ایران و غرب روبه رو شد. یافتن علت تنش بین گفتمانهایی که فیلم را نقد و بررسی کردهاند، هدف اصلی نگارش این مقاله است. با رویکردی پسااستعماری، بالاخص با عنایت به نظرات هومی بابا ( - 1949)، اثر فرهادی را در جهت روشن کردن رابطۀ میان غرب و شرق در سینمای ایران بررسی میکنیم. در این پژوهش، اقتباس فرهادی به عنوان تقلیدی از مرگ فروشندۀ میلر در نظر گرفته میشود؛ با مطالعۀ دقیق متن نمایشنامه و فیلم فرهادی، این نتیجه حاصل میشود که اقتباس فرهادی صرفاً تقلیدی هومی بابایی از یک نمایشنامۀ آمریکایی نیست و بین مفاهیم بومی سازی و فضای سوم، شناور است. عناصر فرهنگی و اجتماعی غربی و ایرانی در این فیلم به گونهای در کنار هم قرار گرفتهاند که هم برای مخاطب ایرانی ملموس باشد و هم برای بییندۀ غربی تداعی کنندۀ مرگ فروشنده باشد.