پر کردن خلاء عملکرد ناشی از برخی عوامل زراعی در تعدادی از پهنه های اقلیمی اصلی کشت جو آبی در ایران با رویکرد مدل‌سازی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری اگرواکولوژی، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، ایران

2 نویسنده مسئول، دانشیار گروه اگرواکولوژی، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، ایران.

3 استادیار گروه اگرواکولوژی، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، ایران

doi
10.22069/jopp.2024.22086.3110
چکیده

سابقه و هدف: جو بعد از گندم دومین غله مهم در ایران می‌باشد و نقش مهمی در تغذیه دام و طیور دارد. برای تغذیه جمعیت رو به رشد، تولید غلات باید افزایش قابل توجهی طی سالیان آتی داشته باشد. یکی از راه‌های افزایش تولید، کاستن از خلاء عملکرد موجود می‌باشد. با توجه به میانگین عملکرد حدود سه تن در هکتار کشور و وجود شکاف زیاد عملکرد در مقایسه با عملکرد قابل بهره‌برداری، این مطالعه برای شناسایی و کمّی کردن برخی عواملی که باعث ایجاد خلاء عملکرد در جو آبی در مناطق غالب کشت جو در ایران می‌شود، انجام شد. مواد و روش‌ها: این مطالعه در سال 1400 انجام شد. در این مطالعه برای شبیه‌سازی عملکردهای قابل بهره‌برداری، آب محدود، تاریخ کشت محدود و رقم محدود از مدل APSIM که قبلا برای جو آبی کالیبره شده بود استفاده شد. داده‌های مورد نیاز برای شبیه‌سازی مدل شامل داده‌های بلند مدت هواشناسی (1368 تا 1398 به مدت 30 سال) که از سازمان هواشناسی کشور اخذ شد و اطلاعات مربوط به خاک مناطق مورد مطالعه از نتایج مطالعات سایر محققان به دست آمد. داده‌های مدیریتی مورد نیاز برای شبیه سازی نیز از کشاورزان مناطق مورد مطالعه از طریق پرسشنامه به دست آمد. پهنه‌های اصلی کشت جو آبی در کشور و عملکردهای واقعی کشاورزان در این مناطق با استفاده از آمارهای وزارت جهاد کشاورزی مشخص شد. در نهایت با محاسبه انواع خلاء عملکرد در سطوح مختلف تولید میزان تاثیر محدودیت آب، تاریخ کشت و رقم بر خلاء عملکرد مشخص شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که خلاء عملکرد قابل بهره‌برداری در پهنه‌های مورد مطالعه به طور میانگین 4/4 تن در هکتار بود که معادل 4/56 درصد از عملکرد قابل بهره‌برداری است. میانگین خلاء عملکرد آب محدود، تاریخ کشت محدود و رقم محدود به ترتیب در پهنه‌های مورد مطالعه 4/1، 5/0 و 16/0 تن در هکتار برآورد شد. در حالی که خلاء عملکرد سایر عوامل زراعی با 3/2 تن کاهش عملکرد بیشترین سهم را از خلاء عملکرد قابل بهره‌برداری داشت. بیشترین افزایش عملکرد در اثر تغییر تاریخ کشت در کبودرآهنگ به مقدار 8 درصد و کمترین افزایش در سبزوار به مقدار 3 درصد به دست آمد. نتایج شبیه‌سازی‌ها نشان داد که 3 نوبت آبیاری بیشتر در اراک، کبودرآهنگ و همدان و در سایر مناطق مورد مطالعه نیز 2 نوبت آبیاری بیشتر برای پر کردن خلاء عملکرد آب محدود لازم می‌باشد. خلاء عملکرد رقم محدود فقط در سه منطقه شیراز، مرودشت و سبزوار مشاهده شد (به طور میانگین 6/3 درصد از خلاء عملکرد قابل بهره‌برداری) که البته با جایگزینی رقم ریحان با رقم بهمن این میزان خلاء قابل جبران می‌باشد. نتیجه‌گیری: خلاء عملکرد قابل بهره‌برداری در پهنه‌های مورد مطالعه از 9/3 تا 5 تن در هکتار متغیر بود. حدود 32 درصد از خلاء عملکرد قابل بهره‌برداری در پهنه‌های مورد مطالعه مربوط به خلاء عملکرد آب محدود و حدود 11 درصد مربوط به خلاء عملکرد تاریخ کشت محدود بود. خلاء عملکرد رقم محدود نیز با 6/3 درصد کمترین سهم را از خلاء عملکرد قابل بهره‌برداری داشت. بخش عمده خلاء عملکرد قابل بهره‌برداری به میزان حدود 53 درصد ناشی از سایر عوامل محدود کننده و کاهنده عملکرد از جمله آفات، بیماری‌ها، علف‌های هرز، شوری خاک، فشردگی خاک، تغذیه نامناسب، تراکم نامطلوب و دیگر عوامل اقتصادی-اجتماعی بود. نتایج این مطالعه نشان داد که با اندک تغییری در تاریخ کشت، افزایش دفعات و بهبود مدیریت آبیاری و استفاده از ارقام مناسب می‌توان عملکرد جو را در پهنه‌های مورد مطالعه به طور قابل توجهی افزایش داد و به خودکفایی در تولید این محصول نزدیک‌تر شد.