اثربخشی مداخله جیره عاطفی بر رابطه والد-کودک و استرس والدینی مادران خردسالان با علائم شبه اُتیسم در معرض دایه‌گری دیجیتالی

نویسندگان

1 گروه روان‌شناسی بالینی و سلامت، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران

2 گروه مدلسازی، پژوهشکده علوم شناختی و مغز، دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران

3 گروه نورولوژی اطفال، مرکز طبی کودکان، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران

4 گروه روان‌شناسی شناختی، پژوهشکده علوم شناختی و مغز، دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران

5 گروه روان‌شناسی تربیتی و تحولی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی و پژوهشکده علوم شناختی و مغز، دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران

doi
چکیده

مقدمه و هدف: در سال­های اخیر استفاده افراطی از وسایل دیجیتال در خردسالان افزایش چشمگیری داشته است و این استفاده افراطی پیامدهای نامناسب جسمانی، شناختی، هیجانی، اجتماعی و روانی از جمله تضعیف رابطه والد-کودک را به دنبال داشته است. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله جیره عاطفی بر غنی­سازی رابطه والد-کودک و کاهش استرس والدینی در مادران خردسالان در معرض دایه­گری دیجیتالی انجام شد.   مواد و روش­ها: طرح پژوهش شبه تجربی از نوع پیش­آزمون-پس‌آزمون-پیگیری بدون گروه کنترل بود. 12 نفر از خردسالان در معرض دایه ­گری دیجیتالی با علائم اًتیسم که به مرکز اًتیسم آوا مراجعه کردند به­صورت در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به مدت 2 ماه مداخله جیره عاطفی دریافت کردند. برای ارزیابی اثربخشی مداخله از فرم کوتاه مقیاس رابطه والد-کودک (1994) و فرم کوتاه مقیاس استرس والدینی (1990) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم‌افزار SPSS25 استفاده شد.   نتایج: نتایج آزمون تحلیل واریانس اندازه­گیری­ مکرر نشان داد که شرکت در مداخله جیره عاطفی سبب کاهش میزان مواجهه خردسالان با وسایل دیجیتال، افزایش نزدیکی و کاهش تعارض در رابطه بین والد-کودک، کاهش استرس و آشفتگی والدین و نیز بهبود تعاملات ناکارآمد بین والدین و کودک شده است. اندازه اثر مداخله بر کاهش میزان استفاده از وسایل دیجیتال بزرگ و بر مؤلفه‌های استرس والدینی و نزدیکی-تعارض رابطه بین والد-کودک متوسط بود و اثربخشی پس از گذشت دو ماه از اتمام مداخله پایدار بود.   نتیجه­ گیری: بر اساس یافته­ها، آموزش به والدین برای غنی­سازی عاطفی رابطه با کودک در معرض دایه­­ گری دیجیتالی با کاهش میزان مواجهه با وسایل دیجیتال، بهبود رابطه والد-کودک و کاهش استرس والدینی همراه بود؛ بنابراین از این روش می­توان برای غنی­سازی زندگی خردسالانی که در معرض دایه‌گری دیجیتالی بوده­اند، استفاده کرد.