بررسی دو عنصر "وجه" و "لحن" روایت در دو اثر کلیله و دمنه و نفثه المصدور بر اساس نظریۀ روایت "ژنت"
نویسندگان
1
2 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22054/cisl.2025.90240.1041چکیده
ژرار ژنت یکی از برجستهترین منتقدان روایت شناسی است؛ وی مؤلفههای روایت را از جنبههای گوناگون میکاود. بررسی ساختار روایت آثار طبق دیدگاه ژرارژنت میتواند ویژگیهای مختلف متون روایی را مشخص کند. کلیله و دمنه و نفثه المصدور از شاهکارهای ادب فارسی هستند. در هر کدام از این دو کتاب، نویسنده موضوعات موردنظر خویش را به شیوهای هنرمندانه و خاص روایت میکند. موضوع مقالۀ حاضر بررسی مؤلفههای روایت در دو اثر «کلیله و دمنه» و «نفثهالمصدور» طبق نظریۀ روایت ژرار ژنت است. این دو اثر به عنوان دو اثر مهم در ادب فارسی، شیوههای روایتی متفاوتی دارند. تفاوت روایت در این دو اثر، ما را بر آن داشت تا به این موضوعات بپردازیم که اصول روایتشناسی در هر کدام از این آثار چه کیفیتی دارد؛ کدام یک از این دو نوع روایت در راستای هدف نویسندۀ خود تاثیرگذار عمل کرده است و در نهایت این که اشکال مختلف روایت در ادب کلاسیک چگونه نمود یافتهاست. مطالعات و بررسیهای صورتگرفته با روش کتابخانهای و تحلیلی است. در روند بررسی، ابتدا دو اثر را به اختصار معرفی کرده و سپس مؤلفههای روایت را از دید ژنت مورد بررسی قرار دادهایم. در ادامه دربارۀ کیفیت کاربرد هر کدام از مؤلفههای روایت در این دو اثر توضیحاتی ارائه کردهایم. مشخص شد بین هدف نگارش اثر و نوع روایت این دو اثر تعادل و همخوانی وجود دارد.