از ماهیت به روش؛ ویژگی‌ها و ضرورت‌های مطالعات تطبیقی

نویسندگان
doi
10.22054/cisl.2025.66476.1004
چکیده

اگرچه طیف متنوعی از مطالعات ذیل عنوان پژوهش‌های تطبیقی و میان‌رشته‌ای وجود دارد اما بدیهی است اعتبار نتایج و یافته‌ها در این مطالعات تا حد زیادی به درک ماهیت این نوع پژوهش‌ها و روش‌شناسی آنها وابسته است. پژوهش حاضر، مطالعه‌ای نظری با رویکردی کیفی است که به روش توصیفی-تحلیلی و با نگاهی به برخی نظریه‌ها و رویکردهای علمی موجود در باب زبان و متن‌کوشیده است به تبیین ماهیت مطالعات تطبیقی و اهداف آن بپردازد و براساس این چیستی، ضرورت‌های کلی ساختار مطالعاتی حاکم بر روش‌شناسی در این حوزه را گام به گام تحلیل کند. نتایج نشان داد که تأملی گذرا در ماهیت زبان، متن و پیوند آن با شبکة پیچیدة بافت تاریخی-فرهنگی، به مطالعات تطبیقی نیز ماهیتی پیچیده و میان‌رشته‌ای می‌دهد. در مرحله بعد این گستره پیچیده و دستیابی به یک تطبیق واقعی و فراتر از تشابهات و تمایزات ظاهری، تمرکز بر روش‌شناسی را دست‌کم با سه ضرورت اصلی و گام به گام می‌طلبد: تحلیل دقیق ساختارهای زبانی هر متن در فضای فکری-فرهنگی بافت، اطلاع از حوزه وسیع بافت تولید و الگوهای تاریخی-فرهنگی آن و شناخت گفتمان غالب و روح حاکم بر متن؛ و در نهایت دستیابی به اندیشه کلی اثر و اتخاذ نگرشی فراتاریخی ورای محدودیت‌های زمان و مکان. ادراک صحیح ماهیت مطالعات تطبیقی و اتخاذ ضرورت‌های مهم روش‌شناسی آن در مرحله سوم و توجه به هدف، می‌تواند مطالعات تطبیقی را به عنوان رهیافتی معرفتی به مثابه پلی برای نزدیکی ملت‌ها و فرهنگ‌ها در سطح یک مفاهمه فکری-ادبی و راهی به سوی تفاهم متقابل ملل جهان تبدیل کند.