پساملیگرایی و ادبیات تطبیقی چشماندازهای جدید در پژوهشهای بینافرهنگی
نویسندگان
1
doi
10.22054/cisl.2025.84491.1024چکیده
پساملیگرایی در دهههای اخیر بهعنوان رویکرد نظری نوین مرزهای ملی و فرهنگی را در مطالعات ادبیات فراتر از هویتهای سنتی بازتعریف کرده است. این رویکرد در ادبیات تطبیقی در پیِ بازاندیشی در تحلیل متون و ارائهی چشماندازهایی نوین در روابط بینافرهنگی است که تحت تأثیر جهانیشدن، مهاجرت و هویتهای چندگانه قرار دارند. مقالهی حاضر به معرفی نظریهی «ادبیات تطبیقی پساملیگرایی» پرداخته و بهطور خاص به بازتعریف و دگرگونی مطالعات ادبی در چارچوب این رویکرد میپردازد. روش پژوهش بر تحلیل مفهومی و نظری مبتنی بوده و منابع پژوهشی و آثار ادبی معتبر تحلیل شدهاند. همچنین محاسن و معایب پساملیگرایی بررسی و آثار مختلف پژوهشی و ادبی که با رویکرد تطبیقی تحلیل شدهاند، معرفی شدهاند. از جمله ویژگیهای مثبت این رویکرد میتوان به تمرکز بر تعاملات فرهنگی و هویتهای چندگانه اشاره کرد که میتواند گامی مؤثر در گسترش افقهای نوین مطالعات فرهنگی و ادبی باشد. با اینحال یکی از چالشهای آن تأکید بیشازحد بر جهانیشدن است که گاهی موجب نادیدهگرفتن ویژگیهای محلی و بومی میشود و تهدیداتی را برای هویتهای فرهنگی و زبانی به همراه دارد. نتیجهگیری مقاله نشان میدهد که پساملیگرایی میتواند ابزاری مؤثر برای درک پیچیدگیهای فرهنگی و تعاملات جهانی در دنیای امروز باشد و به تحلیل آثار ادبی فراتر از مرزهای ملی کمک کند. این مقاله با هدف گشودن فضای جدیدی در پژوهشهای بینافرهنگی، پیشنهاداتی برای پژوهش در این حوزه ارائه میدهد ازجمله: تمرکز بر ابعاد بینارشتهای پساملیگرایی، بررسی تأثیر فناوریهای دیجیتال و فضای مجازی و تحلیل تأثیر سیاستهای جهانی بر ادبیات مهاجرت است.