ذهنیت گوینده در قصههای عامیانه صمد بهرنگی و شارل پرو بر اساس الگوی کربرات-اورکیونی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکترای گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jor.2021.334951.2246چکیده
زبانشناسان شناختی معتقدند که زبان ویژگیهای بنیادی ذهن انسان را منعکس میکند. همچنین، میتوان حضور کاربر زبان را از طریق شیوههای زبانشناختی در گفتههایش آشکار ساخت. همین مسئله زبانشناسان، از جمله کربرات-اورکیونی، را واداشته تا به تحلیل علائم فعالیت ذهنی گفتهپرداز روی آورند. کربرات-اورکیونی، زبانشناس فرانسوی، معتقد است گفتهپرداز در گفتههای خود دو راه پیشرو دارد: گفتمانی عینی که در آن هیچ نشانی از او نباشد؛ و گفتمان ذهنی که حضور او بصورت تلویحی یا تصریحی در آن مشخص باشد. کاربرد صفات در گفتهها یکی از شیوههایی است که به حضور یا عدم حضور گفتهپرداز عینیت میبخشند. هدف ما در این مقاله بر آن است که ویژگی ذهنی صفات را در شش قصه عامیانه،که توسط صمد بهرنگی نویسنده ایرانی و شارل پرو ادیب فرانسوی قرن هفدهم میلادی گردآوری و بازنویسی شدهاند، بررسی و مطالعه کنیم. برای نیل به این هدف، صفات بکار برده شده در این قصهها را بر اساس طبقهبندی کربرات-اورکیونی مشخص کرده و به بررسی ماهیت ذهنی یا عینی آنها پرداختهایم. نتایج بدست آمده از پژوهش صورت گرفته در سه قصه از هر کدام از نویسندههای مورد مطالعه، مبین این امر است که نه تنها این قصهها از دیدگاه روایی با یکدیگر متفاوتند بلکه قصههای فرانسوی ذهنی و قصههای ایرانی عینی هستند.