تحلیل گفتمان انتقادی رمان «پاییز، فصل آخر سال است» بر اساس نظریة فرکلاف

نویسندگان
doi
10.22054/cisl.2025.75316.1021
چکیده

تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی بینارشته‌ای است که ریشه در زبان‌شناسی دارد و از آرای نظریه-پردازان علوم اجتماعی نیز متأثر است. این رویکرد مبتنی بر رابطۀ میان ادبیات (زبان) و مناسبات قدرت است و با استفاده از آن می‌توان به گفتمان‌ها و ایدئولوژی‌های مؤثر در تولید یک متن، پی برد. رویکرد فرکلاف شامل سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین است که با بررسی‌ مؤلفه‌های گوناگون زبانی، روابط بینامتنی و بافت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی متن، در پی یافتن و تحلیل ایدئولوژی‌های پیدا و پنهان متن است. در این پژوهش سعی کرده‌ایم با روشی توصیفی، آماری و تحلیلی، یکی از روایت‌های سه‌گانة مطرح در رمان «پاییز فصل آخر سال است» نسیم مرعشی، یعنی «روایت لیلا» را طبق رویکرد انتقادی فرکلاف، تحلیل کنیم. نتایج بررسی گفتمانی این روایت، نشان داد که گفتمان‌های لزوم مهاجرت و مخالفت با مهاجرت، گفتمان‌ سنتی (مردسالارانه) و گفتمان حرکت زنان به‌سوی مدرنیته، چهار گفتمان اصلی موجود در این رمان هستند و نویسنده در تولید این متن، متأثر از بافت اجتماعی جامعۀ خود در زمان روایت داستان این رمان و زمان چاپش بوده است. نیز مشخص شد که مرعشی در رمان خود، صرفاً بازتولیدگر ایدئولوژی‌های گفتمان حاکم بر جامعه نبوده است، بلکه با وارد کردن گفتمان‌های اجتماعی دیگر در رمان، نقشی خلاقانه ایفا کرده و در جهتی مبارزه‌جویانه با گفتمان حاکم، قلم زده است.