بازخوانی و نقد نظریههای عدالت اقتصادی در قرن بیستم
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
doi
چکیده
نیمه دوم قرن بیستم، شاهد تولد چندین نظریه مهم عدالت در اندیشه لیبرال بود که تلاش میکردند مبنایی غیرسوسیالیستی برای عدالت اقتصادی فراهم کنند. شناخت و ارزیابی این نظریهها که روی بسیاری از سیاستگذاریهای ملی و بینالمللی مؤثر هستند، مقدمه لازمی برای تکمیل بنیانهای تحلیلی دانشمندان اجتماعی و در نهایت بهبود سیاستگذاریهای عدالتمحور در کشور بهشمار میرود. در این مقاله پنج نظریه برجسته از عدالت اقتصادی که در دهههای اخیر نمایندگان مبرزی داشتهاند بررسی میشوند که عبارتاند از: آزادیمداری (هایک)، قراردادگرایی (رالز)، رفاهگرایی (پازنر)، زمینهمحوری (والزر) و قابلیتمداری (سن). برخی از این دیدگاهها در نهایت به فروکاستن مفهوم عدالت به مفاهیم دیگری مانند آزادی یا رفاه میانجامند و تعدادی دیگر فقط فرایند رسیدن به قواعد عدالت اجتماعی را نشان میدهند. توجه به نقاط قوت و ضعف این نظریهها، میتواند در مسیر کشف نظریه اسلامی عدالت برای سیاستگذاریهای نظام به ما یاری رساند.