ادبیات و روزنامهنگاری /نوشتة :علیاکبر قاضیزاده
نویسندگان
doi
چکیده
روزنامهنگار را میتوان به اعتبار حرفهای که دارد، نویسنده و ادیب دانست؟ در جامعه ما هنوز این تصور رایج است که هر کس قدرت بیشتری در نگارش و کاربرد آرایههای کلامی دارد، میتواند روزنامهنگار باشد. ادبیات و روزنامهنگاری هر دو به کلام و مفاهیم کلامی وابستهاند و در هر دو نوشتن، ابزار انتقال معانی بهشمار میآید. اما زمینة اشتراک این دو حرفه، در همین نکته ختم میشود. این تلقی که خبرنگار هر قدر به هنرهای نگارشی بیشتر مسلط باشد، در حرفة خود توفیق بیشتری خواهد داشت، درست است. چنین فرایندی را نباید به این معنا فرض کرد که روزنامهنگار، ادیب هم هست. نوشتن در مجموع سهم ناچیزی از مجموع مهارتهای روزنامهنگارانه دارد. سهم قابل اعتناتر به جستوجو، کشف و قدرت استنتاج روزنامهنگار ربط میباید. در عین حال قدرت بهرهگیری از هنرهای ادبی، در همة زمینههای روزنامهنگاری کاربرد برابری ندارد. از جمله این نقش در گزارشهای انسانمحور و گزارش از پدیده چشمگیرتر در زمینههایی چون خبرنویسی یا مصاحبه، کماثرتر است. در هر حال این دو عرصه را نمیتوان یکسان دانست اما این نکته واقعیت دارد که روزنامهنگار مسلطتر به دقایق بلاغت، معنا و صنایع ادبی در کار خود تواناتر است