بررسی تطبیقی کارکرد‌های جادویی سیب در گزیده‌ای از قصه‌های فولکلور ایرانی و اروپایی بر پایۀ نظریۀ ولادیمیر پراپ

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اراک، اراک، ایران

2 استادیار، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه اراک، اراک، ایران

3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان‌ها، دانشگاه اراک، اراک، ایران

doi
10.22103/jcl.2025.25455.3856
چکیده

این نوشتار به بررسی تطبیقی کارکردهای جادویی سیب در قصه‌های فولکلور ایرانی و اروپایی بر پایۀ نظریۀ ریخت‌شناسی ولادیمیر پراپ می‌پردازد. پژوهش بر اساس تحلیل ساختاری پراپ و کدگذاری خویشکاری‌ها، با بهره‌گیری از شاخص‌های آرنه–تامسون و مارزلف، انجام شده است. داده‌ها از منابعی چون فرهنگ افسانه‌های مردم ایران و قصه‌های برادران گریم گردآوری شدند. تحلیل روایت‌ها نشان می‌دهد سیب در هر دو فرهنگ دارای کارکردهایی مشابه، از جمله آبستن‌کنندگی، جوان‌کنندگی، و دگردیسی است، اما تفاوت‌های معناداری نیز دیده می‌شود. در قصه‌های ایرانی، سیب اغلب نماد حیات و باروری است (برای نمونه با نقش درویش به عنوان بخشنده)، در حالی‌که در قصه‌های اروپایی بر جنبه‌های درمانی یا فریبندگی آن تأکید شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد سیب در قصه‌های ایرانی عمدتاً با تیپ‌های 303 و 550* (باروری) و در قصه‌های اروپایی با تیپ‌های 301 و 408 (نجات قهرمان) همخوانی دارد. این اشتراکات و تفاوت‌ها ریشه در اسطوره‌های مشترک و مؤلفه‌های فرهنگی خاص هر منطقه دارند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که سیب به‌عنوان بن‌مایه‌ای فرافرهنگی، هم در اسطوره‌ها و هم در قصه‌های فولکلور نقشی کلیدی ایفا می‌کند. با وجود شباهت در ساختار روایی، کارکرد آن تحت تأثیر جهان‌بینی هر فرهنگ شکل می‌گیرد. این مطالعه می‌تواند به درک بهتر اشتراکات ادبیات شفاهی و بازتولید این نماد در رسانه‌های معاصر یاری رساند.