ترجمه های گرجی قصه های ایرانی و تاثیرشان در شکل گیری ادبیات کلاسیک گرجستان
نویسندگان
1 دانشیار، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)قزوین، ایران
doi
10.22103/jcl.2025.26204.3894چکیده
بخشی از آثاری که طی قرنهای 15 تا 18 میلادی از ادب فارسی به زبان گرجی ترجمه شده، متعلق به حوزه ادبیات روایی بوده است. مشابهتهای فرهنگی دو ملت موجب شده بود که گرجیها در کنار متون حماسی و تعلیمی ایرانی، از این داستانها نیز استقبال کنند.مساله اصلی این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی به سامان رسیده است بررسی ترجمه های گرجی قصه های ایرانی و تاثیر شان در شکل گیری ادبیات کلاسیک گرجستان است. گرجیان طی قرون و همزمان با ترجمه، نسبت به تغییر و تبدیل این داستانها اقدام کرده، به آنها رنگ و بوی گرجی دادهاند. بااینهمه، علیرغم همه دگرگونیها، باز هم رنگ و بوی ایرانی اثر همچنان آشکار است. قصه هایی چون بختیار نامه، برام گلندامیانی (بهرام و گلندام)، میریانی (مهر و مشتری)، یوسب زلیخانیانی (یوسف و زلیخا)، قرمانیانی (قهرماننامه)، سیلانیانی (سهلاننامه)، چاردرویشیانی (چهار درویش) و برخی از داستانهای حماسی همچون روستمیانی از زمره این قصه ها هستند. این متون ترجمه شده بعدها خود موجب پیدایش آثار روایی برجسته در ادبیات گرجی شدند. منظومه های پلنگینه پوش (شاهکار ادبیات حماسی گرجی)امیر اندار جانیانی و ورد بلبلیانی از این زمره اند که با وجود استقلال ظاهری، در ساختارروایت و پیرنگ قصه، شیوه روایت پردازی، توصیفات و تصویر پردازی های شعری ، زبانزدها و برخی تعابیر و اصطلاحات و حتی نام گذاری ها نیز تحت تاثیر قصه های ایرانی بوده اند .