تحلیل تطبیقی ژانر فانتزی در دو داستان کرهای و ایرانی بازارچۀ مرزی و کابوس باغ سیاه
نویسندگان
1 استاد، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا تهران، ایران.
2 دانشجوی ;کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
doi
10.22103/jcl.2026.26128.3891چکیده
امروزه ژانر فانتزی در جهان، یک گونۀ ادبی پر مخاطب، نه تنها در میان نسل کودک و نوجوان که حتی در میان بزرگسالان است. این گونۀ ادبی به خاطر داشتن تعاریف و انواع فراوان هنوز به طور کامل شناختهنشده اما میتوان گفت وجه مشترک تمامی این انواع فانتزی، ویژگی تخیلی و غیرواقعی بودن آن و گریز از جهان با در هم شکستن قوانین طبیعت است. برای انجام پژوهش حاضر دهها داستان مختلف از زبان کرهای و فارسی مورد بررسی قرار گرفت اما به دلیل عدم وجود شباهتهای اساسی میان آنها در نهایت دو داستان بازارچۀ مرزی نوشتۀ "کیم سئونگ جونگ"و کابوس باغ سیاه نوشتۀ"آرمان آرین"که از لحاظ درونمایۀ داستانی شباهتهایی با یکدیگر داشتند انتخاب شدند. دو داستان مذکور با در بر داشتن عناصر بومی دو کشور ایران و کره به مضمون هویت از دریچههای متفاوتی پرداختهاند که به خوبی بیانگر نگرش جامعۀ آنان نسبت به این مسئلۀ مهم است. همچنین هر دو داستان دارای درونمایهای از نقد نسبت به اجتماع برآمده از آن نیز هستند. در نوشتار حاضر در ابتدا به بررسی چیستی ژانر فانتزی پرداخته و درادامه شباهتها و تفاوتهای عناصرداستانی ، اصول، کنش، نشانهشناسی و دیگر ویژگیهای ژانر فانتزی در این دو داستان را مورد واکاوی قرار داده و سپس به بررسی میزان به کارگیری عناصر بومی چون خرافه، اسطوره و دین در درونمایه در این دو داستان میپردازیم. لازم به ذکر است که این مقایسات با استناد به کتاب عناصر داستان نوشتۀ جمال میر صادقی و فانتزی در ادبیات کودکان نوشتۀ محمد هادی محمدی انجام گرفتهاست.