در جستجوی سفر یک بیت: از شیراز تا قاهره

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22103/jcl.2026.26200.3893
چکیده

مطلع (بلبلی خون دلی خورد و… ) از غزل ۱۳۴ خواجه شیراز، تمثیل و نمادی از این حقیقت است که زندگی آدمی در مسیر دست‌یابی به معشوق، همراه با درد، رنج، جدایی و فراق است؛ چراکه به ناگه دشواری‌ها و تلخی‌های روزگار، آرامش و شادی را از او گرفته و معنی آن را به پریشانی، رنجوری و تلخی مبدل می‌سازد.این مطلع زیبا، از دیرباز با استقبال برخی از شاعران ادب فارسی نیز همراه بوده است،اما در روزگار معاصر و فراتر از مرزهای ایران، مورد اقتباس نویسنده مشهور مصری و برنده‌ جایزه‌ نوبل ادبیات؛ یعنی نجیب محفوظ قرار گرفته‌است. محفوظ در مجموعه «حکایات حارتنا» این بیت را چهار مرتبه در سه داستانک شماره (1) و (4) و(78)به‌کار برده است.یافته‌های پژوهش، بیانگر این است؛ اگرچه کاربرد نمادین و تمثیلی این مطلع در سه داستانک مذکور به ژرفای غزل حافظ نمی‌رسد، اما درعین‌حال، بیانگر آشنایی او با ادب پارسی و نیز فرهنگ ادبی گسترده و توانایی فنی ایشان در کاربرد نمادین آن مطلع براساس سبک خود و گریز به پرسش‌ها و اندیشه‌های نویسنده در باب دین و معمای هستی است.در این پژوهش، ضمن بررسی راه‌های چگونگی آشنایی محفوظ با غزلیات این سخن-سرای نامدار ایرانی به تحلیل اهداف و شیوه نویسنده در کاربرد این مطلع شعری می‌پردازیم