مقایسه تمرین تناوبی خیلی شدید و تمرین تداومی با شدت متوسط بر FMD و ارتباط آن با واسپین و نیتریک اکساید پلاسمایی در بیماران دیابتی نوع 2
نویسندگان
doi
چکیده
آترواسکلروز یکی از سازوکارهای بیماری قلبی عروقی است که با بدعملکردی اندوتلیال وابسته به اختلال اتساع ناشی از جریان خون (FMD) شناسایی می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی 12 هفته تمرین تناوبی خیلی شدید (HIIT) با تمرین تداومی با شدت متوسط (MICT) بر واسپین، نیتریک اکساید (NOx) پلاسمایی و ارتباط آن ها با FMD در بیماران دیابتی نوع 2 (T2D) بود. بدین منظور 48 بیمار T2D به طور تصادفی به سه گروه HIIT (16 نفر)، MICT (16 نفر) و گروه کنترل (بدون تمرین) (16 نفر) تقسیم شدند. برنامه تمرین HIIT شامل 12 تناوب 5/1 دقیقه ای با شدت 85 تا 90 درصد حداکثر تواتر قلبی (HRmax) و 2 دقیقه با شدت 55 تا 60 درصد HRmax بود. برنامه MICT شامل 42 دقیقه با شدت 70 درصد HRmax سه جلسه در هفته روی دوچرخه کارسنج اجرا شد. نمونههای خونی 48 ساعت قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین جمعآوری شد. واسپین به روش الایزا و مقادیر NOx به روش Griess سنجیده شد. FMD با استفاده از اولتراسوند در دو مرحله پیش و پس از مداخلههای تمرینی ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18و آزمون واریانس خطی-ترکیبی انجام شد. نتایج نشان داد مقادیر پلاسمایی واسپین و NOx و درصد FMD به دنبال 12 هفته تمرین ورزشی (HIIT و MICT) در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری داشت (05/0 P<). تفاوت معناداری بین HIIT و MICT برای واسپین وجود نداشت. درحالی که تفاوت معناداری در مقادیر پلاسمایی NOx و درصد FMD بین گروه HIIT و MICT وجود داشت (05/0 P<). به علاوه، بین مقادیر FMD با واسپین و NOx در گروه HIIT (001/0 P=) و واسپین (037/0 P=) و NOx (026/0 P=) در گروه MICT ارتباط مثبت معناداری وجود دارد. به نظر میرسد شدت تمرینی از راه افزایش مقادیر پلاسمایی واسپین و مقادیر NOx به بهتر شدن FMD در بیماران دیابت نوع 2 منجر شده است.