کنش متقابل نمادین در رمان «امرتان فی امراة » نوال السعداوی و «سهم من» پرینوش صنیعی بر اساس نظریه جرج هربرت مید
نویسندگان
1 دانشیار، گروه ربان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات عرب دانشکده ادبیات و زبانهای خارجه، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22103/jcl.2025.25289.3842چکیده
نظریه کنش متقابل نمادین که توسط جرح هربرت مید توسعه یافته است بر این اساس استوار است که معانی اجتماعی از طریق تعاملات اجتماعی شکل میگیرند و تغییر میکنند.این نظریه که به دنبال فهم چگونگی شکلگیری معانی اجتماعی و هویتها از طریق تعاملات انسانی است، تلاش میکند تا نشان دهد که چگونه افراد با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و چگونه این ارتباطات به شکلگیری فرهنگ، نهادها و جامعه کمک میکند. هدف اصلی این نظریه بررسی چگونگی تاثیر تعاملات بر رفتارهای فردی و اجتماعی است که به تولید و بازتولید ساختارهای اجتماعی منجر میشود. نوال السعداوی و پرینوش صنیعی در « امرأتان فی امرأة» و « سهم من» کوشیدهاند تا با استفاده از عنصر هویت، جنسیت و روابط اجتماعی و چالشهای آن مخاطب را به درک بهتر و عمیقتری از مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه خود برسانند. بررسی ها نشان میدهد که نوال السعداوی با استفاده از مولفههای «خود»، « ذهن» و « جامعه» نشان میدهد که چگونه این تعاملات اجتماعی میتوانند منجر به بازتعریف هویت زنانه شود و عاملی باشد بر کشف هویت و انتخابهای آزادانه و پرینوش صنیعی با استفاده از همان مولفهها نشان میدهدکه چگونه فشارهای اجتماعی در زنان میتواند عامل تغییر هویت آنها و تبعات عمیق آن بر سلامت روانی و کیفیت زندگی آنان باشد.