بررسی مقایسهای مطلقگویی امثال و حکم در غزلیات حافظ و سعدی
نویسندگان
1 استاد بخش زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی،دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 دانشجوی دکترا، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان
3 استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
4 استاد بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی،دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
doi
10.22103/jcl.2025.25657.3865چکیده
حافظ و سعدی، هر دو در زمینة پند و اندرز و صدور احکام زندگی، مطلقگوییهایی در دیوان غزلیات خود دارند و به شکل مسلّم و قطعی، حکم دادهاند، هرچند قطعاً مهمترین نصایح و احکام سعدی در گلستان و بوستان مشهود و معروف است. ضربالمثل شدن و تکرار بسیاری از ابیات و مصاریع این دو شاعر بزرگ، گواهی است بر اهمّیت کاربرد امثال و حکم ایشان، نه تنها در ایران، که در جهان؛ امثال و حکمی که قطعی صادر شده و انتظار میرود مطلقاً پذیرفته و بهکار گرفته شوند. هدف از این پژوهش، بررسی و تطبیق امثال و حکم حاوی مطلقگویی در دیوان غزلیات حافظ و سعدی است. در این پژوهش که به روش کتابخانهای انجام شده است، احکام و اندرزهای مطلق این دو شاعر از دیوان غزلیات ایشان استخراج، بررسی و مقایسه شدهاند. سوالهای اساسی پژوهش این است که حافظ و سعدی در امثال و حکم غزلیات خود، در چه زمینههایی مطلقگویی کردهاند و اهمیت اندرزها و احکام مطلقگوی ایشان در چیست و مطلقگویی در اشعار این دو شاعر چه تفاوتها و چه همانندیهایی دارد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که هردو شاعر، از پشتوانة دانش، معرفت، تجربه و کمالیافتگی که شرط لازم برای مطلقگویی است برخوردار بودهاند. هر دو از واژههایی خاص مطلقگویی استفاده کردهاند. همچنین اغراقهای مطلقگویانة سعدی نسبت به حافظ بیشتر است و شیرینتر بیان شده است، اما در باب نصایح، برتری با حافظ است. همچنین در موضوعات فلسفی و پرسشها و پاسخهای مهّم زندگی، حافظ بر سعدی برتری دارد.