تحلیل روانشناختی پذیرشِ سوگ در خاطره نویسی های شاهرخ مسکوب و مصطفی صادق رافعی براساس نظریة کوبلر راس
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات عربی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات عربی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
3 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات عربی دانشگاه فرهنگیان، تهران: ایران.
doi
10.22103/jcl.2025.24946.3823چکیده
خاطره نویسی یکی از انواع ادبیات داستانی به شمار میرود و میتواند حاصل روزنوشتههای ادیب باشد، خاطراتی از مصطفی صادق رافعی «موت الأمّ» و شاهرخ مسکوب «سوگ مادر» به جا مانده که حاوی سوگنوشتههاست و حول محور فقدان مادر میچرخد. جستار پیشرو باهدف تحلیل تطبیقی خاطره نویسی و تبیین گزارههای پذیرش سوگ به بیان کاربرد نظریه روانشناختی کوبلر راس در ادبیات داستانی میپردازد، روش پژوهش توصیفی تحلیلی با رویکرد تطبیقی است، نوشتار با استفاده از نظریه روانشناختی پذیرش سوگ کوبلر راس بررسی میکند که این دو ادیب به چه میزان موفق شدهاند از لحاظ روانی سوگ را بپذیرند و این پذیرش چه اثری روی قلم آنها داشته است. نتایج پژوهش نشان میدهد زمینههای عاطفی و اعتقادات دینی باعث شده پذیرش سوگ در مسکوب اتفاق نیفتد اما رافعی در نهایت این مرحله از فقدان را پذیرفته و آن را به الهیات رنج گره زده است، موسیقی درونی کلام و به کار بردن واژگانی که با فخامت تلفظ میشوند ناخودآگاه، خشم رافعی و مسکوب را به خواننده منتقل میکنند با این تفاوت که رافعی توانسته هنرمندانه از خشم خود پلی بزند به بیان حقایق تلخ اجتماعی قشر زنان و مرد سالاری جامعه اما مسکوب در سطح فردی سوگواری باقی مانده است.