بررسی تطبیقی عنـاصر عینی به کار رفته در سـه رمان برنده نوبل (حکایتهای محله ما، تهوع و عقاید یک دلقک
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سلمان فارسی کازرون، کازرون، ایران.
2 دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
doi
10.22103/jcl.2025.25086.3831چکیده
در ادبیات داستانی، همیشه دو بخش روایی و توصیفی با هم ارتباط مستقیمی دارند؛ در واقع هر داستان شامل بخشی مربوط به روایت حوادث و اتفاقهاست و بخش دیگر مربوط به توصیف شخصیتها، اشیا ،مکان و.... دو رکن اصلی داستان توصیف و روایت است که مکمل هماند. توصیف عینی انتخاب دقیق و درست از جزئیات دریافتهای نویسنده از جهان پیرامون است با توجه به اهمیت توصیف در ادبیات داستانی و نیاز به دقت در توصیف این پژوهش به میزان کاربرد و چگونگی توصیف عینی در رمانهای حکایتهای محله ما اثر نجیب محفوظ، تهوع اثر ژان پل سارتر و عقاید یک دلقک اثر هانریش بل می-پردازد که هر سه برنده جایزه نوبل ادبی بودهاند. در پی بررسی میزان کاربرد عناصر توصیف عینی به کار رفته در سه رمان فوق، مشخص میشود که هر سه نویسنده از همه عناصر توصیف عینی استفاده کرده-اند، ولی با نسبتهای متفاوت. رمان حکایتهای محله ما بیشترین استفاده از عنصر حرکت داشته است که مقتضای تحرک و فضای انقلابی این رمان است. همه عناصر عینی در هر سه رمان با نسبتهای متفاوت و معنادار به کار رفته است و عناصر عینی به کار رفته در هر سه رمان، صرفا معلول دو عامل مهارت و دقت نویسنده و جامعه و اقلیم محل وقوع حوادث رمان است.