تحلیل بینامتنی سورۀ یوسف در غزلیات مولانا با رویکرد نظریۀ رؤیای گویا
نویسندگان
1 دانشیار، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان، گروه زبان و ادبیات فارسی
3 دانشیار، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران.
doi
10.22103/jcl.2025.25390.3850چکیده
تجربۀ وحی ، یکی از بنیادیترین مفاهیم در ادبیات دینی و عرفانی است که از منظرهای کلامی، تفسیری و ادبی مورد توجه بوده است. پژوهش حاضر با طرح نظریۀ رؤیای گویا، در پی بازخوانی تأثیر متون مقدس بر ادبیات است. بر این اساس با رویکرد بینامتنی، بازآفرینی مضامین عرفانی را در غزلهای شماره ۱۶ و ۱۸۹ دیوان کبیرمولانا بررسی میکند و پیوند آنها را با سورۀ یوسف تحلیل مینماید. ضرورت این مطالعه در تبیین چگونگی تبدیل تجربۀ وحیانی به کلام شاعرانه در شعر عرفانی پارسی نهاده شده است، که پیوند میان ادبیات پارسی و متن وحیانی را از منظر نظریۀ رؤیای گویا آشکار میسازد. روش پژوهش کیفی- توصیفی است و از تحلیلهای بلاغی (استعاره، تلمیح، تکرار)، نشانهشناختی (تصاویر چاه، پیراهن، نور)، و تحلیل بینامتنی بهره میگیرد. یافتهها نشان میدهند که مولانا با تلمیح به روایت یوسف و یعقوب، مضامین هجران و وصال را با تصاویر خیالمحور و ساختارهای موسیقایی بازنمایی کرده و شعر خود را به تفسیری عرفانی و نمایشی هنری از قرآن نزدیک ساخته است. این مطالعه با ارائۀ چارچوبی نوین، پیوند عمیق ادبیات پارسی و قرآن را مستند میکند و بستر را برای پژوهشهای تطبیقی عرفانی فراهم میسازد.