بررسی ارتباط بین شدت بیثباتی خودگزارشی با تعادل و سطح سلامت در افراد با بیثباتی عملکردی مچ پا
نویسندگان
1 استادیار، گروه فیزیوتراپی، مرکز تحقیقات عضلانیاسکلتی، دانشکدۀ توانبخشی، دانشگاه علومپزشکی جندیشاپور اهواز، اهواز، ایران
2 کارشناسیارشد، گروه فیزیوتراپی، مرکز تحقیقات عضلانیاسکلتی، دانشکدۀ توانبخشی، دانشگاه علومپزشکی جندیشاپور اهواز، اهواز، ایران
3 استادیار، گروه فیزیوتراپی، مرکز تحقیقات عضلانیاسکلتی، دانشکدۀ توانبخشی، دانشگاه علومپزشکی جندیشاپور اهواز، اهواز، ایران
4 استادیار، گروه فیزیوتراپی، مرکز تحقیقات عضلانیاسکلتی، دانشکدۀ توانبخشی، دانشگاه علومپزشکی جندیشاپور اهواز، اهواز، ایران
doi
چکیده
مقدمه و هدف: بیثباتی مزمن عملکردی مچ پا که با حس بیثباتی و تکرار پیچخوردگی مشخص میشود، با اختلال تعادل و محدودیت در فعالیتهای روزمره و ورزشی افراد، سطح سلامت آنها را دستخوش تغییر میکند. اطلاعات کمی در مورد رابطۀ بین احساس بیثباتی گزارششده توسط افراد، که شکایت اصلی بیماران است، با وضعیت تعادل و سطح سلامت آنها موجود میباشد. مواد و روشها: 23 فرد مبتلا به بیثباتی مزمن یکطرفۀ مچ پا (63/4±31/29 سال) و 23 فرد سالم (21/5±52/30 سال) در این مطالعه شرکت کردند. جهت سنجش تعادل از مجموعه آزمونهای Balance Error Scoring System (BESS) استفاده شد. همچنین افراد دو پرسشنامۀ SF-36 و شاخص بیثباتی مچ پا را تکمیل نمودند. برای مقایسه بین گروهها از آزمون تی مستقل و من ویتنی و برای ارتباطسنجی بین متغیرها از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شد. نتایج: نمرۀ BESS در گروه افراد با بیثباتی عملکردی مچ پا بهطور معنیداری بیشتر از گروه کنترل بود (P<0.05). آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که رابطۀ معنیدار بین شاخص بیثباتی مچ پا با تمام بخشهای پرسشنامه SF-36 بهجز انرژی/خستگی و عملکرد اجتماعی وجود دارد (r= 0.43 to 0.85, P>0.05). هیچ رابطۀ معنیداری بین آزمونهای تعادلی با شاخص بیثباتی مچ پا یافت نشد. نتیجهگیری: ارتباط قوی شاخص بیثباتی با بخش جسمانی پرسشنامه SF-36نشان میدهد میزان بیثباتی که توسط بیمار گزارش میشود، تأثیر جدی بر سلامت جسمانی او میگذارد. اما گزارش بیمار با نتایج آزمونهای تعادلی ارتباط معنیدار ندارد.