تأثیر کودهای زیستی بر بهبود شاخص‌های فیزیولوژیک رشد، اجزای عملکرد و عملکرد دانه در دو رقم لوبیا در شرایط کم‌آبیاری

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران

2 گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد

3 گروه زراعت، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد

4 بخش تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، اصفهان

doi
چکیده

لوبیا به دلیل داشتن پروتئین، از مهمترین منابع غذایی است. با توجه به شرایط اقلیمی ایران، استفاده از رویکردهای مدیریتی مانند کاربرد کودهای زیستی و کم‌آبیاری اهمیت دارد. این آزمایش در جهـت بررسـی تـأثیر کم آبیاری به‌همراه کودهای زیستی بر شاخص‌های فیزیولوژیک رشد، اجزای عملکرد ، عملکرد دانه‌، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت ارقام لوبیا به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد در سال 1403 انجام شد. سطوح آبیاری در سه سطح 100، 80 و 60 درصد نیاز آبی لوبیا به عنوان عامل اصلی و عامل فرعی فاکتوریل کودهای زیستی (در چهار سطح شامل مایکوریزا آربوسکولار، باکتری ریزوبیوم، باکتری آزوسپریلیوم و تیمار شاهد) و رقم (در دو سطح شامل لوبیا چیتی و لوبیا قرمز) بود. استفاده از کودهای زیستی موجب افزایش شاخص سطح برگ (LAI) در شرایط آبیاری نرمال و تنش متوسط (80 درصد نیاز آبی) گردید. استفاده از مایکوریزا و ریزوبیوم در شرایط تنش متوسط (80 درصد نیاز آبی) منجر به افزایش 5 درصدی سرعت آسیمیلاسیون خالص (NAR) نسبت به شاهد شد. هر سه کود زیستی در آبیاری نرمال و تنش متوسط منجر به افزایش معنی‌دار شاخص سرعت رشد محصول (CGR) شدند. 60 درصد نیاز آبی منجر به کاهش 55 درصدی سرعت رشد نسبی (RGR) نسبت به آبیاری نرمال شد. کودهای زیستی ریزوبیوم و مایکوریزا باعث افزایش تعداد دانه‌ در غلاف (5/12 و 2/13 درصد) و وزن صد دانه (2/13 و 5/13 درصد) نسبت به تیمار شاهد شدند و این میکروارگانیسم‌ها موجب افزایش عملکرد دانه در شرایط آبیاری نرمال و تنش متوسط شدند. به طور کلی استفاده از کودهای زیستی می‌تواند با کاهش اثرات تنش خشکی منجر به بهبود صفات رشدی و عملکرد دانه در لوبیا گردد. لذا پیشنهاد می‌شود در پژوهش‌های آینده، روش کم آبیاری بهمراه استفاده از کودهای زیستی در سایر محصولات زراعی مورد بررسی قرار گیرد.