«ضد-زبان» و نقش آن در بازتعریف جغرافیای فرهنگی در نقشۀ عشق اهداف سویف

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه کاشان،کاشان، ایران

doi
10.22059/jor.2019.264776.1741
چکیده

مقاله­ حاضر به ­بررسی مقولۀ «ضد-زبان» و تاثیر آن بر بازنویسی «پیش­نویس­های هویتی» در عصر حاضر می­پردازد. نویسنده با استفاده از رویکرد شرق­شناسانه و با ­بهره­گیری از نظریات منتقدانی نظیر بیل اشکرافت و میخائیل باختین و تمرکز بر موضوعاتی نظیر «دگرسانی زبانی»، چندصدایی وکارناوال در­پی پاسخ به ­این پرسش بنیادی است که چگونه نویسندگان اقلیت با استفاده از فرایند «ضد-زبان» در آثار ادبی می­کوشند گفتمان جغرافیای فرهنگی حاکم را که بازمانده دوران استعمار است بازنویسی کنند؟ بدین منظور کتاب پرفروش نقشۀ عشق(1999) نوشته اهداف سویف (Ahdaf Soueif)، نویسندۀ معاصر مصری-انگلیسی، بررسی می­شود تا چگونگی تاثیر سبک زبانی را بر واشکنی پیش­نویس­های­ هویتی و بازتعریف مقوله­های هویت و جغرافیای فرهنگی برجسته کند. چنین استدلال می­شود که از آنجایی که جغرافیای فرهنگی معاصر مبتنی بر اصل «اصالت­گرایی» و تفکر دوقطبی دوران استعمار و خیال­پردازی­های شرق­شناسانه است، نویسندگان اقلیت می­کوشند تا با بازی­های زبانی و استفاده از واژگان بومی در آثار خود ساختار دوقطبی «ما/آنها» و «خشونت شناختی» غرب علیه گروه اقلیت را به­ چالش کشیده و بستری نوین برای بازتعریف جغرافیای فرهنگی فراهم کند.