موانع چندبعدیِ کاهش کار کودک در ایران در چهارچوب اجرای طرح ساماندهی کودکان خیابانی

نویسندگان

1 استادیار اقتصاد سیاسی و سیاستگذاری عمومی دانشگاه علامه طباطبائی.تهران.ایران.

2 کارشناسی ارشد سیاستگذاری عمومی دانشگاه علامه طباطبائی.تهران.ایران.

doi
10.22054/rjsw.2026.84098.801
چکیده

برای حل مسئله کار کودک، سیاست‌های متفاوتی در جهان، تدوین و اجرا شده‌ است. در ایران نیز برای حل این مسئله، چندین طرح اجرا شده است. اجرای آیین‌نامۀ «ساماندهی کودکان خیابانی» مصوب 1384 خورشیدی به عنوان آخرین آیین‌نامه در این زمینه نتوانسته است بر کاهش تعداد کودکان کار تأثیری بگذارد. هدف این پژوهش، بررسی موانع اجرای این آیین‌نامه مبتنی بر چهارچوب ارزیابی تصمیم-پاسخ‌گویی دانیل استافل‌بیم است. روش پژوهش حاضر، کیفی است. در این راستا ابتدا الزامات آیین‌نامه مذکور استخراج شده است. سپس با استفاده از روش مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته، چگونگی اجرای این الزامات بررسی شده است. این مصاحبه‌ها با افراد مجری آیین‌نامه، انجام شده است. انتخاب مشارکت‌کنندگان مصاحبه به شیوه نمونه‌گیری هدفمند و بر مبنای معیار اشباع نظری انجام شده است. همچنین، برای تکمیل نمونه‌ها از تکنیک نمونه‌گیری گلوله برفی بهره گرفته شده است. داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمون بررسی شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی در فرایند اجرا با موانع اقتصادی، سیاسی و نهادی روبه‌رو بوده است. از جمله این موانع، نابسامانی اقتصادی، تورم شدید، بیکاری و نبود امکان نظارت بر بخش غیررسمی اقتصادی، ناهماهنگی بین بخشی، محدودیت بودجه و منابع مالی سازمان بهزیستی، مهاجرت بی‌رویه و غیرقانونی بین‌المللی و فقدان سیاست‌های مناسب دولتی در حوزۀ مهاجرت است. ترویج گفتمان حذف کار کودک و نگارش پیوست اجتماعی برای سیاست‌های کلان در همۀ حوزه‌ها از پیشنهادات اصلی سیاستی این پژوهش برای رفع موانع اجرای آیین‌نامه مذکور است.