واکاوی اسطورهشناختیِ زمان درشیوۀ روایتگری میرچا الیاده (مطالعۀ موردی: داستان دوازده هزار رأس گاو)
نویسندگان
1 دانشیار زبان وادبیات فارسی،دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه حکیم سبزواری سبزوار،ایران
2 پژوهشگرپسا دکتری زبان و ادبیات فارسی- ادبیات حماسی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
3 پسادکتری اسطوره شناسی و استادیار زبان وادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
doi
10.22059/jor.2020.289181.1897چکیده
میرچا الیاده، اسطورهشناس و دینپژوه رومانیایی معاصر، در کشور خود به عنوان یک داستاننویس برجسته شناخته میشود؛ بیان مباحثی توسط او چون گذار از زمان خطیـتاریخی به زمانِ قدسی و ورود به لحظۀ ازلی و نوزایی، بخشهایی ناشناخته از اساطیر کهن را برای بشر امروزی قابل درک کرد. وی نگارش و خوانش داستان را راهی برای گذر از زمانِ پراضطراب خطیـتاریخی و ورود به زمانِ بیاضطراب و آرام قدسی میداند. بررسیِ یکی از آثار داستانی خود الیاده، دوازده هزار رأس گاو فرصتی است برای دستیافتن به یک شیوۀ روایتگری ویژه و تحلیل زمان در آن از دیدگاه پژوهشهای اسطورهشناختی. در این شیوۀ روایتگری، داستان با یک زمانِ دَوَرانی ـ در بخشهایی که اضطراب قهرمان به بالاترین حد میرسد ـ به یاریِ گونهای گذشتهنگری، او را وارد زمان قدسی میکند. داستان در فضای پر اضطرابِ جنگ و بمباران بخارست رخ میدهد و نویسنده از خلال روایت این داستان میکوشد زمانِ اضطرابزای تاریخ را به بازی بگیرد و با تاریخستیزی در بستر درکی اساطیری از زمان، یأس را در میانۀ روایتی ویژه، به امید تبدیل کند.