روابط تراروایتی نمایشنامة مجلس قربان سنمار بیضایی و جزاء مینالی ماجد الخطیب
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اسلام آباد غرب، کرمانشاه، ایران
3 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.22103/jcl.2024.24142.3782چکیده
هدف: نهادة کیفیّت روابط، کشف و فهم مبادلات میان روایتها یکی از محورهای اجتنابناپذیر نظری ترامتنی در تجربة روایی است، آنطور که به یکی از شالودههای روایتشناسی تبدیل گشته است. از نسبتهای بیناروایتی، که درون یک نظام فرهنگی واحد و یا بینافرهنگی شکل گیرد، بیشمتنیّت است که هستة نظرگاه ژرار ژنت را به خود اختصاص داده است. در همین راستا، نسبت روایت نمایشنامههای «مجلس قربانی سنمّارِ» بیضائی و «جزاء مینالیِ» ماجد الخطیب به عنوان بیشروایت با داستان «سمنار و ساختن خُورنق» که در «هفتپیکر» نظامی بدان اشارت رفته، به عنوان «پیشروایت ویا زِبرمتن» مشهود است.روش پژوهش: این گفتاورد با روش مقایسة تطبیقی – تحلیلی، در جستجوی کارکرد عناصر کیفی بیش روایتی با عنوان «عناصر پیرا آرایهای» و روابط میان آنها در نمایشنامة بیضائی و نمایشنامة الخطیب به عنوان بیشمتن ومقایسه آنها با سرودة نظامی در هفت پیکر به عنوان پیشمتن با تکیه بر نظریه تراروایتی ژنت است. یافتهها: عناصر کیفی بیشروایتی بسان انگیزه، ارزش، شخصیّت، بهرهمندی از اسطوره، ملیّت وقومیّت شخصیّتها در هر دو نمایشنامه فارسی و عربی در مقایسه با سرودة نظامی به منظور تولید و باروری روایی در سنتهای روایی هر دو نمایشنامهنویس یافت میشوند. نتیجهگیری: بهرهمندی از عناصر پیرا آرایهای در نمایشنامة بیضائی با هویّتسازی جمعی در جامعة ایرانیِ و در نمایشنامة الخطیب با مسائل اجتماعی روز و رنج جامعة عراقی انطباق مییابد. اما؛ قدرت باروری و تکثیر روایی به منظور تولید یک روایت ماندگار در اثر بیضائی که بیشتر با تحلیل تاریخی و خلق صحنههای روانشناختی آمیخته شده، در مقایسه با اثر الخطیب تأثیرگذارتر است.