تحلیل زمینهای (علل و پیامدهای) همباشی در شهر تهران
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی،تهران،ایران.
doi
10.22054/rjsw.2026.85495.817چکیده
همباشی بهعنوان یکی از نمودهای مدرنیته در روابط خانوادگی، بیانگر تغییرات هنجاری و ساختاری در الگوی روابط عاطفی میان زوجین است. این پژوهش با هدف واکاوی زمینهها، راهبردها و پیامدهای همباشی در شهر تهران انجام شده است و میکوشد به این پرسش پاسخ دهد که این پدیده در چارچوب چه شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شکل میگیرد. برای دستیابی به این هدف، از روش نظریهی زمینهای (گرندد تئوری) استفاده شده و دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۱۷ نفر از افراد دارای تجربۀ همباشی گردآوری و از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدهاند. یافتههای پژوهش، در چارچوب نظریهی «رابطهی ناب» آنتونی گیدنز، نشان میدهند که همباشی بازتابی از گذار نسلی، فردگرایی، سیالیت روابط عاطفی و کمرنگشدن پیوندهای سنتی در بستر مدرنیتهی شهری است. در سطح علّی، عواملی همچون مهاجرت به کلانشهر، تجربههای شکستخورده از ازدواج رسمی، فشارهای اقتصادی، کمرنگشدن نظارت خانوادگی، و باور به برابری جنسیتی در انتخاب این سبک زندگی نقش دارند. تعاملات میان همباشان نیز بیشتر بر استقلال فردی، نیازهای عاطفی متقابل و ساختارهای برابر مبتنی است. در عین حال، این سبک رابطه با پیامدهایی چون بیثباتی روانی، طرد اجتماعی، و محرومیت از حمایتهای قانونی همراه است.