بررسی تطبیقی سبک نویسندگی محمدعلی جمالزاده در داستان «کباب غاز» و محمود تیمور در داستان «فی القطار»
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی دانشکدۀ ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22103/jcl.2024.23871.3764چکیده
سبک در نویسندگی، به معنای شیوۀ نوشتن است و آن در واژگان بهکاربرده شده، جملات، ساختمان دستوری و لحن نویسنده نمود پیدا میکند. سبک را میتوان از جنبههای مختلف معنایی، زبانی و روانشناسی بررسی کرد. دو عامل معنایی و زبانی(شکل) در این دو داستان مورد توجه قرار گرفته است. پژوهشگران با روش تطبیقی مبتنی بر مکتب آمریکایی به بررسی شباهتها و تفاوتهای سبکی دو نویسنده میپردازند. محمدعلی جمالزاده در داستان «کباب غاز» با قلمی طنزگونه که سرشار از تشبیهات و ضربالمثلهای گوناگون است به مسائل فرهنگی و اخلاقی جامعه پرداخته و کوشیده است از این ضربالمثلها و کنایات در جایجای داستان بهره ببرد. محمود تیمور نیز در داستان «فی القطار» با لحنی جدی به مسائل اجتماعی تاثیرگذار میپردازد و از آن رو که موضوع این داستان «عمومی کردن آموزش» است، ایجاب میکند که لحن داستان جدی، خشک و عاری از طنز باشد. او همچون جمالزاده ضربالمثلها و کنایات را دستمایۀ متن خود قرار داده و از آنها در موقعیتهای مختلف داستانی بهره است. هر دو نویسنده زبانی ساده، روان و عامهپسند دارند و همین سادگی در نثر به ماندگاری این دو داستان در اذهان مردم کمک شایانی کرده است و نیز کاربرد تلمیحات و تضمینات دینی، متناسب با سیاق جملات، به چشم میخورد. از دیگر تفاوتهای سبکی در داستان دو نویسنده، میتوان استعمال کلمات عامیانه توسط جمالزاده و اجتناب تیمور از این نوع کلمات اشاره کرد.