ساختار تراژدی در بررسی تطبیقی سیاوش و هیپولیتوس از اوروپید با تکیه‌بر آرای فردریش شیلر

نویسندگان

1 دانشیار بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، دوبی- امارات

3 استادیار، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران،ایران

doi
10.22103/jcl.2024.23567.3746
چکیده

محتوای ادبیات تطبیقی شامل مفاهیمی است که در تجربه بشری ارزشمند است؛ این مفهوم از مطالعه ‏تطبیقی متون مختلف که بر عناصر وحدت در تنوع تأکید دارند و از بررسی میان مفاهیم مشترک و ‏منشاء آن پدید آمده است. تراژدی به‌عنوان یک ژانر نمایشی، شامل چند بخش مقدمه، بحران و گره، ‏گروه کر، شخصیت و پایان‌بندی است. این ساختار از دیرباز تاکنون به‌عنوان یک الگوی ارسطویی در ‏یک تراژدی وجود داشت. فردریش شیلر ازجمله فیلسوفان و شاعرانی بود که تراژدی را از منظر ‏ساختار و محتوای درونی بررسی کرد و الگوی ساختاری خود را در مواجهه با الگوی ارسطویی بیان ‏نمود. ازآنجاکه «سیاوش» و «هیپولیتوس» هردو ازنظر وقایع و حوادث برای قهرمان تشابهات فراوانی ‏دارند، لذا پژوهندگان در این مقاله که به شیوه تحلیلی-توصیفی انجام‌شده، با رویکرد ادبیات تطبیقی ‏به مقایسه این دو اثر با تکیه‌بر آرای شیلر پرداخته است. روش جمع‌آوری مستندات و منابع در این ‏مقاله به شیوه کتابخانه‌ای بوده و در پایان به این نتیجه رسیده‌اندکه هر دو تراژدی سیاوش و هیپولیتوس ‏دارای مؤلفه‌های اصلی یک تراژدی یعنی مقدمه، کشمکش‌های متوالی، خطاها از روی غرور و ‏جوانی، عناصر ترحم برانگیز مانند ناکامی در زندگی، تهمت‌های ناروا، هجرت به سرزمین بیگانه و در ‏پایان مرگ اندوه‌بار هستند که ازنظر شیلر این نمودار یک تراژدی موفق از آغاز داستان تا پایان برای ‏نویسنده و مخاطب خواهد بود..‏

کلیدواژه‌ها