رورتی و گذر از فلسفه دکارت

نویسندگان
doi
چکیده

در فلسفه دکارت، صفت اصلی جوهر جسمانی، بُعد (امتداد) و صفت اصلی جوهر اندیشنده، فکر می­باشد. در خوانش رورتی از فلسفه دکارت، جهان فاقد هرگونه جنبه الوهی است و این نگاه مکانیستی دکارت به جهان مورد ستایش رورتی قرار می گیرد؛ چرا که رورتی جنبه الهی و روحانی و اخلاقی بر جهان بار نمی­کند و نگاه کاملا ماتریالیستی به آن دارد. در طرف مقابل، دکارت جوهر اندیشنده را امری غیرمادی و روحانی قلمداد می­کند که واضح و متمایز است و مبنای معرفت­شناسی قرار می‌ گیرد. این نگاه به نفس، مورد انتقاد رورتی قرار می‌گیرد؛ زیرا رورتی اولا دوگانگی بین جسم و نفس را نمی­پذیرد و ثانیا با پذیرش فیزیکالیسم غیرتقلیل ‌ گرا به نقد ذهن، معرفت ‌ شناسی و کل سنت فلسفی و به­ویژه فلسفه دکارت به­عنوان مبنای به­وجود آمدن معرفت ‌ شناسی، می ‌ پردازد. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه ‌ ای به بیان انتقادات رورتی بر فلسفه دکارت می ‌ پردازیم تا سرنوشت انسان بی­جهان دکارت در اندیشه رورتی را مورد بررسی قرار دهیم.