سوزان هاک و نظریه دورگه توجیه معرفتی
نویسندگان
doi
چکیده
نظریه فاندهرنتیسم (مبنا-انسجامگرایی) سوزان هاک، فیلسوف بریتانیایی-آمریکایی، کوششی نوآورانه در معرفتشناسی معاصر است که میخوهد از دوگانههای سنتی مانند مبناگرایی - انسجامگرایی، علل – دلایل و برونگرایی – درونگرایی فراتر رود. هاک بهجای فروکاستن توجیه به باورهای پایه خطاناپذیر یا به انسجام صرف باورها، الگوی جایگزینی پیشنهاد میکند که در آن توجیه معرفتی حاصل تعامل و همافزایی شواهد تجربی، باورهای پیشین و میزان انسجام کل شبکه باورهاست. او مدعی است با بهرهگیری از ویژگیهای مثبت دو نظریه سنتی و به دور از کاستیهای آنها ساختاری پویا و تدریجی برای توجیه ترسیم میکند که امکان تصحیح و بازنگری باورها را فراهم میسازد. با اینهمه، فاندهرنتیسم با چالشهایی همچون تردید در اصالت و استقلال، ناکامی در تبیین گذار از شواهد غیر-مفهومی به توجیه معرفتی، و ابهام در مدعای حقیقتنمایی آن روبهروست. این جستار با رویکردی تحلیلی و انتقادی به تبیین مؤلفههای اصلی فاندهرنتیسم و ارزیابی مهمترین خردهگیریهای وارد بر آن میپردازد.