مثل عینی و صور دهری (بازخوانی دیدگاه میرداماد درباره مثل افلاطونی)

نویسندگان
doi
چکیده

از جمله طرفداران مثل افلاطونی میرداماد فیلسوف مطرح و صاحب مکتب است. وی می‌کوشد مثل افلاطونی را با مبانی فلسفی که خود پی ریزی کرده است یعنی حدوث دهری و قضای عینی هم‌نوا کند. در این مقاله هدف این است که آموزه مثل افلاطونی در حکمت یمانی میرداماد بازخوانی شده، ببینیم این نظریه در کجای چارچوبه فکری وی جای می‌گیرد. مسأله حدوث نقش محوری در اندیشه فلسفی میرداماد دارد. تبیین حدوث دهری ابتکار اندیشه اوست که پس از کاوش در آراء فیلسوفان در مسأله حدوث مطرح می‌کند. میرداماد تصویری از جهان هستی دارد که شامل سه وعاء سرمد، دهر و زمان می‌شود. اشیاء مادی که در ظرف زمان تحقق دارند نسبت به مفارقات موجود در وعاء دهر، ثابتند. بنابراین امور مادی و زمان­مند به نحو ثبات در عالم دهر تحقق دارند و از این ره­گذر وجودشان نسبت به خداوند متعال ثابت است. این نحوه وجود پدیده‌های مادی در عالم دهر قضای عینی را می‌سازد که یکی دیگر از ابتکارات فلسفی میرداماد است. از طرف دیگر میرداماد معتقد است حکمای قدیم یونان و از جمله افلاطون دیدگاه‌های فلسفی خود را به صورت رمزی بیان می‌کرده‌اند. پدیده‌های مادی که در قدر و افق زمان، مادی هستند در وعاء دهر به نحو ثابت برای خداوند علیم حصول حضوری دارند و همین نحوه وقوع موجودات زمان­مند در ظرف دهر، مُثُل افلاطونی را تشکیل می‌دهد. به این ترتیب حکیم استرآباد راز مُثل افلاطونی را با نظریه ابتکاری حدوث دهری و نیز قضای عینی می‌گشاید.