چگونگی تحقق اراده مشترک در میان عوامل سازمانی مبتنی بر فلسفه صدرایی و مدل مفهومی آن

نویسندگان
doi
چکیده

ارتقای بهره­وری همواره یکی از دغدغه­های اصلی سازمان هاست و افزایش بهره­وری یک سازمان بیش از هر چیزی به افزایش بهره­وری عوامل انسانی آن بستگی دارد. وجود اراده مشترک میان عوامل یک نهاد اجتماعی مانند سازمان، بهره­وری آن را به­میزان بسیار قابل توجهی ارتقا می­دهد. عوامل اجتماعی، روانی، جسمانی، درونی و بیرونی بسیاری در تحقق اراده مشترک دخیل می­باشند که از جنبه­های مختلفی و توسط علوم مختلفی باید بررسی شوند. در پژوهش حاضر قصد بر پیشنهاد راهی براساس فلسفه صدرایی برای چگونگی محقق ساختن اراده مشترک میان عوامل سازمانی است. نگارنده با تمسک به بنیان­های فلسفه صدرایی، از طریق بررسی فرآیند کنش انسانی به پرسش پژوهش پاسخ داده است. نتیجه گویای آن است که اگر برای عوامل، موارد شاکله هم‌سنخ (اعتدال در ملکات و باورهای مشترک)، فهم مشترک از شناخت­های مشترک، دانش‌ها و تجربیات انباشته یکسان، رشد در اجتماع واحد و فشار اجتماعی هم­سو و عمل قوای تحریکی ذیل تسلط تام عقل عملی، تضمین شوند، اراده مشترک قابل انتظار است و به هر میزان که عوامل در عقلانیت فعلیت یابند به همان میزان اراده مشترک تام‌تر و با انحراف بسیار اندک تحقق خواهد یافت. در نهایت مدل مفهومی فرآیند تحقق اراده مشترک نیز ترسیم شده است.