تحلیل انتقادی دو رویکرد فلسفی و اصولی علامه طباطبایی نسبت به مسأله کاشفیت علم
نویسندگان
doi
10.61882/mi.6.1.129چکیده
مسألۀ کاشفیت علم از مسائل بنیادین در دانش معرفتشناسی است که مانند دیگر مسائل آن دانش، بهقدر مسائل هستیشناسانه مورد توجه فیلسوفان قرار نگرفته است. با این حال، علامه طباطبایی علاوه بر نگارش متنی مستقل دربارۀ کاشفیت علم، مقالۀ «ارزش معلومات» از مجموعه مقالات اصول فلسفه و روش رئالیسم، در جایجای آثار خویش به این مسأله پرداخته است. او دو رویکرد به مسألۀ کاشفیت علم دارد: در رویکرد فلسفی خود بر اساس عینیت ماهوی، علم حصولیِ تصدیقیِ یقینی را کاشف از معلوم بالعرض میداند، اما در رویکرد اصولی خود، کاشفیت حقیقی را از علم نفی میکند تا مسیر کاشفیت اعتباری آن را هموار سازد. عینیت ماهوی بدین سبب که به معقولات ثانی فلسفی و منطقی راه ندارد، و نیز بدین سبب که با اصالت وجود در منافات است، نمیتواند مناط کاشفیت علم بهشمار آید؛ این پژوهش بر پایۀ روش تحلیل منطقی مفاهیم، نشان داده است که دو دلیل علامه طباطبایی در رویکرد اصولیاش نسبت به مسألۀ کاشفیت علم ناتمام بوده و در نتیجه سلب کاشفیت حقیقی از علم ناموجه بهشمار میآید. ناتمامیت آن دو دلیل مستند به این دو ایده است اول، اینکه چیزی میتواند ربط باشد و در عین ربط بودن، چیزی دیگر را بازنمایی کند، و دوم، چیزی میتواند بدون آنکه فانی در چیزی دیگر باشد، آن را بازنمایی کند.