نسبت انسان و خدا در فلسفه ابن‌طفیل

نویسندگان
doi
10.61882/mi.6.1.209
چکیده

بحث نسبت انسان و خدا به مناسبات مختلف میان انسان و خدا از حیث قوس نزول و قوس صعود توجه دارد. پرسش اصلی این است که در قوس نزول چه امکانات و قوایی به انسان داده شده است و در قوس صعود چگونه و با چه طریقی می‌توان به کمالات انسانی و غایت نهایی انسان دست یافت. ابن‌طفیل براساس رساله «حی‌بن ‌یقظان» از شخصیتی باعنوان «حیّ» سخن می‌گوید و مراتب مختلف زندگی او از مرتبۀ فردیت و توحدّ و مرتبۀ اجتماعی شرح می‌دهد. در این رساله «خدا» به‌عنوان غایت و سعادت انسان جایگاهی محوری دارد. پرسش اصلی این است که در اندیشۀ ابن‌طفیل، رسالۀ یادشده، چه نسبت یا نسبت‌هایی میان انسان و خدا می‌توان متصور شد؟ چه راه و یا راه‌هایی برای تحقق رابطۀ انسان و خدا وجود دارد؟ و راه برگزیدۀ او کدام است؟ رابطۀ انسان با خدا دو قسم رابطۀ فردی و رابطۀ فردی-اجتماعی است. رابطۀ فردی ازطریق شباهت انسان به خدا برمبنای «تجرد نفس» شکل می‌گیرد، و به اتصال و اتحاد با ذات الهی در مرحلۀ «فنا» منتهی می‌شود، و رابطۀ فردی-اجتماعی نیز از طریق شریعت برقرار می‌شود. روش این نوشتار بازخوانی توصیفی-تحلیلی رسالۀ حی‌بن ‌یقظان است و دستاورد آن تبیین نسبت انسان و خدا از طریق فلسفی است و اینکه نشان داده شود در اندیشۀ ابن‌طفیل فلسفه و دین به یک حقیقت واحد می‌رسند.

کلیدواژه‌ها