ساختارشکنی مفهوم خدا در عصر مدرن: از رمانتیسیسم تا نقد عقلانیت دینی

نویسندگان
doi
10.61882/mi.6.1.393
چکیده

این مقاله به بررسی تحولات مفهوم خدا در عصر مدرن می‌پردازد. با گسترش رمانتیسیسم، مادی‌گرایی، ضرورت‌گرایی مکانیکی، نسبی‌گرایی اخلاقی و شک‌گرایی نسبت به دین طبیعی و وحیانی، شالوده و بنیان سنتی مفهوم خدا دستخوش دگرگونی عمیق شده و در چارچوبی ضد‌رئالیستی بازتعریف گردیده است. در این چشم‌انداز، خدا از ویژگی‌های فراسویی و مطلق تهی می‌شود و تمامی زبان و یادکردهای دینی درباره او به چالش کشیده می‌گردد؛ امری که می‌توان آن را گونه‌ای ساختارشکنی از مفهوم خدا دانست. این تحول به‌ویژه تحت تأثیر فیلسوفانی چون دیوید هیوم شکل گرفت و در قرن حاضر نیز به‌طور فزاینده‌ای گسترش یافته است. با این‌حال، این رویکرد با کاستی‌هایی بنیادین مواجه است: ناتوانی در تبیین ذات و صفات خدا، نادیده گرفتن ماهیت دین و محدودیت در تبیین تجربه دینی. از این­رو به نظر می‌رسد بازگشت به ظرفیت­های سنت عقل‌گرایانه بتواند راهی برای بازاندیشی نسبتِ انسان با خداوند را بگشاید.