لوازم نظر علامه طباطبایی درباب عقلی بودن آموزه‌های وحیانی

نویسندگان
doi
10.61186/mi.5.2.83
چکیده

علامه طباطبایی، از سویی آموزه­های انبیاء را عقلی می­داند؛ یعنی اعتبار خود را از استدلال و برهان می­گیرد، نه از معجزه انبیاء. طبق این نگاه، دست عقل به سنجش همه تعالیم انبیاء می­رسد. لازمه این سخن آن است که ادیان آموزه فراعقلی نداشته باشند. از سوی دیگر در بحث از جزئیات معاد و در بحث از ضرورت نبوت بر اساس نیاز به قانون از نقصان عقل در اداره زندگی اجتماعی برای رسیدن به سعادت سخن می­گوید که نشان از فراعقلی بودن آموزه­های دینی در بعضی از حوزه­هاست. این تهافت ظاهری چگونه باید حل شود؟ و لوازم سخن ایشان در دین­فهمی و اجرای دین در جامعه چیست؟ در این نوشته به روش استنادی و تحلیلی، راه­حل­های احتمالی برای رفع این اشکال بررسی شده است. شاید نظر علامه این باشد که اصل آموزه­های ادیان عقلی است؛ زیرا از امور واقعی سخن می­­گوید، اما کشف آن در توان افراد عادی نیست؛ بلکه پس از بیان انبیاء دیگران هم قدرت درک آن را دارند. اگر این سخن را بپذیریم ثمراتی در پی دارد. مهم­ترین ثمره آن این است که در فهم دین باید به قرائن عقلی توجه کرد و برای عملی و اجرائی شدن آموزه­های دینی در اجرا، چه در حوزه ترویج آموزه­های هستی­شناسانه و چه در حوزه باید و نبایدهای فقهی و اخلاقی باید به قرائن و یافته­های عقلی توجه کرد. اما بررسی صحت اضلاع نظریۀ علامه، که از یک عقل­گرایی حداکثری نشان دارد، خارج از مقصود این نوشته است.