فلسفه اسلامی معاصر و چالش‌های پیش‌روی آن

نویسندگان
doi
10.61186/mi.5.2.39
چکیده

فلسفه اسلامی معاصر در ابعاد و زمینه­ های مختلفی با چالش­ های مهمی مواجه است، برخی از این چالش ­ها عبارتند از: 1. عدم تنوع در روش ­ها، موضوعات، مسائل، رویکردها و نظریات آن، 2. عدم ارتباط آن با پرسش­ های فلسفی انسان معاصر، 3. کاربردی نبودن، 4. انتزاعیت و انضمامی نبودن، 5. مشکل وابستگی به مکاتب فلسفی قبلی، 6. عدم تعامل کافی آن با دیگر حوزه ­ های معرفتی بشر، 7. عدم ظرفیت بالفعل لازم برای تولید فلسفه ­های مضاف، 8. عدم استقلال از آموزه ­ های الهیاتی و ایدئولوژی ­ های دینی،9. نظریه ­ پردازی به­ جای شرح­ نویسی، 10. عدم گفتگو با مکاتب فلسفی دیگر و جذب قابلیت­ های آنها، و 12. عدم خودانتقادگری و دوری از جزم ­ گرایی. در این تحقیق نشان داده می­ شود که بحران فلسفه اسلامی معاصر در مواجهه با چالش­ های اساسی مزبور است، به این معنا که نه تکثر قابل قبولی در موضوعات و مسائل دارد، نه با پرسش­ های فلسفی انسان مسلمان سروکار دارد، نه یک فلسفه عینی و کاربردی است؛ بلکه شدیداً به سنت فلسفی گذشته وابسته است. ضمن اینکه هنوز هم دچار مشکل شرح و حاشیه ­نویسی است. بین فلسفه اسلامی معاصر و الهیات اسلامی نوعی خلط و پیوند غیرمنطقی وجود دارد. همچنین با دیگر زوایای زندگی انسان مسلمان و معارف بشری ارتباط لازم و معنادار ندارد. و اینکه رویکرد انتقادی قوی ­ای در فلسفۀ اسلامی معاصر وجود ندارد و با دیگر مکاتب فلسفی در گفتگوی سازنده نیست. در این تحقیق تلاش می­ شود راه ­کارهایی پیشنهادی برای برون­شد فلسفه اسلامی معاصر از چالش­ های پیش­ رو معرفی گردد، از جملۀ آنها توجه به مسائل طرح شده از سوی فلسفه معاصر غرب، اقبال به فلسفه ­های مضاف، و استقلال‌جویی از الهیات اسلامی، و اتخاذ رویکرد عینی، کاربردی و انتقادی بسیار مهم هستند.