بررسی «معنویت فلسفی» بر بنیاد نظریه اعتلای وجودی در اندیشه ملاصدرا
نویسندگان
doi
10.61186/mi.5.2.267چکیده
نسبت معناداری میان معنویت و فلسفه قابل تصور است و این مقاله عهدهدار تحلیل این پرسش است که چه معنا و بنیادی برای «معنویت فلسفی» در مقام نسبتسنجی فلسفه و معنویت، در اندیشۀ ملاصدرا وجود دارد؟ بدینسان، در مقام ارائه پاسخ به شیوۀ مطالعه کتابخانهای و روش تحلیلی و به فراخور تطبیقی نشان میدهیم که نقطۀ اتکاء این نسبت را میتوان در اندیشه «اعتلای وجودی» تحلیل کرد. از آنرو که معنویت را میتوان به کوشش برای فهم و اعمال هر امری دانست که به بهبود کیفیت روحی و ارتقای زندگی انسانی رهنمون میسازد؛ لاجرم، فلسفۀ ملاصدرا حداقل در سه موضع مبنایی بر معنویت تأثیر گذاشته و ذیل آن میتوان درباره معنویت فلسفی به تأمل پرداخت: نخست، خودشناسی؛ چرا که فرد بر بنیاد آن، خودسازی خویش را در سلوکی که انتخاب کرده، سامان میدهد. در واقع، اعتلای وجودی که طریقی برای خودسازی است، مستلزم کوشش آدمی برای خودشناسی است. دوم، حکمتِ معنویتِ نظری؛ چرا که فرد در این فرایند میکوشد با تقرب به حقیقت نامحدود، وجود خویش را معنا بخشد. چنانکه این تقرب بهمعنای فعلیتبخشی استعدادهای نامحدود انسانی نیز قلمداد میشود و در نهایت، حکمتِ معنویتِ عملی؛ چرا که آگاهی به مراتب اعلای هستی مترتب بر تحولات وجودی است که در شخص بسته به کردار و کنش اختیاری در خویشتن محقق میسازد.