خداباوری اسلامی و فراانسان‌گرایی

نویسندگان
doi
10.61186/mi.5.2.203
چکیده

در دهۀ اخیر، گفتگو میان علم و دین وارد عرصۀ جدیدی شده و پیدایش فناوری‌های نوظهور بر پیچیدگیِ تعاملات علم و دین افزوده است. در مباحث پیشینِ علم و دین دست‌کم بر محدودیت‌های زیستی و شناختیِ (عملکرد ادراک و حافظۀ) انسان همواره تأکید می‌شد، اما جنبش فراانسان‌گرایی درصدد است این محدودیت‌ها را به‌منظور رساندنِ انسان به مرحلۀ پساانسان برطرف کند. فراانسان‌گرایی یک جنبش علمی، فناورانه، فلسفی و فرهنگی است که در تلاش است بر محدودیت‌های زیستیِ انسان (مانند بیماری، پیری و مرگ) غلبه کند و ویژگی‌های فیزیکی، عاطفی و فکری انسان‌ها، همانند ظرفیت‌های بدنی، هوشی و اخلاقی را تقویت کند. پیشرفت‌های بی‌سابقه در زیست‌مهندسی، زیست‌فناوری، نانوفناوری و زیست‌پزشکی، که می‌توانند زندگی افراد مبتلا به بیماری و آسیب‌های ناتوان‌کننده را بهبود بخشند، قادر خواهند بود به‌عنوان سنگ بنایی برای فناوری‌هایی باشند که می‌توانند انسان‌ها را ارتقاء بخشند و ماهیتش را تغییر دهند. این نکته نگرانی‌ها را درباره نحوۀ سوء استفاده از فناوری‌های نوظهور افزایش می‌دهد. پرسش اصلیِ پژوهش حاضر این است که توان و ظرفیت اندیشۀ اسلامی در سه مسألۀ خلقت، ساحت وجودی انسان و کیفیت آفرینش الهی در مواجهه با جنبش فراانسان‌گرایی چیست؟ نظریۀ خلق مدام و مداخلات اصلاحی به‌منظور بهبود شرایط انسانی به‌شرط پای­بندی به اصل ممنوعیت ضرر در اسلام را می‌توان از مزیت‌-های فراانسان‌گرایی دانست. باوجوداین، یافته‌ها با روش توصیفی-تحلیلی نشان می‌دهد که مبانی تفکر اسلامی و فراانسان‌گرایی در سه مسألۀ مذکور هم­خوانی ندارند.