بررسی تطبیقی آراء تجرد و بقای نفس از منظر افضلالدین مرقی و ملاصدرا
نویسندگان
doi
10.61186/mi.5.2.295چکیده
پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی بهدنبال پاسخگویی و تحلیل سؤال «نظر باباافضل و ملاصدرا دربارۀ تجرد و بقای نفس چیست؟» شکل گرفته است. تجرد، مهمترین و یژگی نفس است، چرا که بقای نفس رابطه تنگاتنگی با بحث معاد دارد. در فرایند پژوهش مشخص شده است، دو فیلسوف هر کدام براساس مبنای فکری خود به اثبات تجرد و بقای نفس پرداختهاند. ملاصدرا، نفس را بر اساس حرکت جوهری، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء میداند. از نظر باباافضل، مرگ نه فنا است نه عدم، بلکه تفریق صفت وصل است، بهگونهای که میان روح و جسم و میان ما و آنچه غیرماست، صفت وصل و میراندن است، نه اعدام و نه افناء. آنها معتقدند که نفس بعد از کمال به مرحلهای می رسد که به بدن نیاز ندارد و ذاتاً مستغنی و مستقل از بدن است، به همین دلیل در طول مسیر خود علاقهاش به بدن به تدریج کم میشود تا زمان مرگ که بدن را رها میکند و به زندگی خود در جایی دیگر ادامه میدهد. هر دو فیلسوف قائل به تجرد نفس میباشند، با این تفاوت که ملاصدرا تجرد نفس را ذومراتب میداند . در این مقاله ابتدا پیشفرضهای این دو فیلسوف، مراتب نفس و اینکه نفس در کدام مرتبه خویش به تجرد کامل میرسد، بیان شده، سپس ادله هر دو فیلسوف بر بقاء نفس با هدف تبیین و تحلیل تجرد و بقای آن از منظرافضلالدین کاشانی و ملاصدرا ارائه گردیده است.