نقد و بررسی دیدگاه مارکسیسم دربارۀ تقّدم پیشه‌ها بر اندیشه‌ها

نویسندگان
doi
10.61186/mi.5.1.25
چکیده

در این مقاله با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی به واکاوی و تبیین و نقد دیدگاه مارکسیسم دربارۀ تقدّم پیشه‌ها بر اندیشه‌ها که محصول و نتیجۀ تقّدم نهاد و منافع مادی و اقتصادی جامعه بر سایر نهادهای اجتماعی است، مبادرت شده است. پرسش اصلی این است که آیا براساس ادعای مارکسیسم که مدعیِ علمی بودنِ فلسفه خویش‌اند، پایگاه و طبقۀ اجتماعی عموما و اقتصاد و وضعیت معیشت به‌طور خاص تنها یا حداقل مهّم‌ترین عامل محوری و بنیادین در تغییر و تحولات فردی و اجتماعی است؟ یا این‌که براساس دیدگاه ماکس وبر، فکر و ایمان و عقیده اصالت دارند و اندیشه‌های آرمانی و روحانی به منافع واقعی و عملی معنا داده و آن‌ها را توجیه می‌نمایند. هرچند پیروزی اندیشه‌ها درصورتی میسر است که با منافع واقعی و عملی پیوند داشته باشند. به بیان دیگر، منافع و پیشه‌ها با اندیشه‌ها رابطه متقابل دارند و هیچ‌یک بدون دیگری نمی‌توانند دوام بیاورند. استاد مطهری نیز نظریۀ تلفیقی اسلام را مطرح می‌کند که براساس آن درخصوص انسان‌های ابتدایی و غیربالغ‌الفکر، نظر آقای کارل مارکس درست است ، اما دربارۀ انسان‌های منطقی و بالغ‌الفکر نظر ماکس وبر درست است.