علم پیشین و اختیار بشر از دیدگاه آگوستینیکالوینیستیِ پاول هلم
نویسندگان
doi
10.61186/mi.5.1.55چکیده
پاول هلم معتقد است که دلایلِ خوبی برای این ادعا وجود دارد که علم مطلق الهی -که آینده را نیز در بر میگیرد- با آزادی انسانی -که بهنحو ناهمسازگرایانه درک شده باشد- منطقاً ناسازوار است. اما این تعارض نباید ما را به نظریهای تنزلیافته از علم مطلق الهی بکشاند. چنانکه نباید به نفی آزادی و مسئولیت آدمی بیانجامد. هلم مدعی است که یک خداباور مسیحی میتواند بهمعنای همسازگرایانۀ آزادی روی آورد. نخست به این دلیل که آموزۀ مسیحیِ «فیض الهی» تنها با فهم همسازگرایانه از آزادیِ انسان سازوار است. دوم به این دلیل که خداوند برای آنکه کامل مطلق باشد باید بهمعنای قوی عالم مطلق باشد و تنها درصورتی چنین است که همسازگرایی صادق باشد. خواهیم گفت که دلیل نخست هلم به نفی برخی دیگر از آموزههای پذیرفته شدۀ ادیان، از جمله مسیحیت خواهد انجامید و استدلال دوم او به مغالطه وضع تالی دچار است. اما دلیل سوم هلم این است که ضرورتا اگر خداوند از پیش x را بداند (که میداند)، آنگاه x ضرورتا رخ خواهد داد. او برای گریز از اشکال، تاکید میکند که مراد او از «ضرورت» ضرورتِ تاریخی است و نه منطقی. اما این استدلال تنها زمانی کار میکند که بپذیریم خدا در زمان است. لذا کسانی که علم الهی را بیزمان بدانند، میتوانند مدعی شوند که همه رویدادها در ذهن الهی بهنحو لازمان وجود دارد و علم او به دلیل گذشته بودن ضروری نیست. بهنظر میرسد که خودِ هلم نیز این اشکال را میپذیرد.