چالشهای «دموکراسی» در کاوشهای «هگل»
نویسندگان
doi
10.61186/mi.5.1.72چکیده
هگل، با بررسیِ «انقلاب فرانسه» و پیامدهای ناگوار آن، دموکراسی را گونهای از زمامداری تودهای میدانست که نهتنها حقوق اساسی افراد و خصوصا «اقلیتها» پاس داشته نمیشود، بلکه آزادی نیز از طریق آن محقق نمیشود و به همین دلیل نیز فاقد عقلانیت است. ازهمینرو، او حق رأی همگانی را نیز مردود میشمارد. چراکه دموکراسی نقش نمایندگی در حیات سیاسی را تا حد امکان فرو میکاهد و حتی تمایل به لغو آن دارد، لذا در چنین وضعیتی فرد نمیتواند نمایندهای داشته باشد و با استیلای رأی همگانی، رأی فرد آنقدر بیاهمیت و ناچیز میشود که بیمیلی و بیعلاقگی گسترش مییابد و پیامد آن چیزی جز «جباریت اکثریت» نخواهد بود. درنتیجه، مردم نیز به تبع آن برای کسب منافع مادی و پیجویی امیال و انگیزههای آنی خویش رأی خواهند داد. در این مقاله، دیدگاه نقادانه هگل به دموکراسی و چالشهای آن و راهکار وی برای شیوه زمامداری مطلوب مورد واکاوی قرار میگیرد.