بررسی انتقادی مفهوم جوهر نزد هیوم و تاثیر آن در شکل‌گیری نظریه معرفت کانت

نویسندگان
doi
10.61186/mi.4.7.195
چکیده

در این مقاله با تحلیل معنای جوهر در اندیشه فیلسوفان تجربی و به­ویژه هیوم نشان خواهیم داد که نفی جوهر چه تاثیری در شکل­گیری نظریه معرفت و شیء فی نفسه کانت داشته است. کانت برای حل معضل شناخت از یک طرف جوهر به­معنایی که هیوم مورد انکار قرار می دهد را به شی فی نفسه تبدیل می­کند ، و از این طریق می­کوشد تا اساس مستحکمی برای پدیدارها فراهم سازد، و فلسفه خود را از غلطیدن در ورطه ایده­آلیسم مطلق رهایی بخشد؛ از طرف دیگر با انقلاب کپرنیکی جوهر را به یکی از مقولات و تعینات فاعل شناسا مبدل می­سازد، و از این طریق نقش اساسی و مهم آن را در تشکیل شناسایی حفظ می­کند و مسیر مطابقت عین را با ذهن هموار می­سازد . بنابراین کانت به یک معنا جوهر در نزد پیشینیان را حفظ می­کند ولی هیچ نقش معرفتی برای آن قائل نیست. اما می­کوشد تا به معنایی دیگر نقش معرفتی جوهر را حفظ کند.