بررسی نگرش کشاورزان بالادست و پاییندست شبکه آبیاری قزوین در اولویتدهی عوامل فنی، اقتصادی، محیطزیستی، اجتماعی و سیاستگذاری مؤثر بر الگویکشت
نویسندگان
1 گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
2 استاد تمام، گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
3 دانشییار، گروه مهندسی آبیاری و آبادانی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشیگاه تهران و عضو هیتت علمی دانشگاه بینالمللی امام خمینی )ره)، قزوین، ایران
doi
چکیده
کمآبی و پراکنش نامناسب زمانی و مکانی بارندگی، تولید مواد غذایی و کشاورزی پایدار را منوط به استفاده صحیح و منطقی از منابع آب محدود نموده است. بخش کشاورزی بالاترین مصرف آب را دارد و بهرهوری آب و بازده آبیاری باید افزایش داده شوند. بحران منابع آب باعث شده انتخاب الگویکشت مناسب بهعنوان یک راهحل اثرگذار پیشنهاد شود، اما تلاشها برای اجرای الگویکشت مطلوب ناموفق بوده است. هدف از این پژوهش بررسی نگرش بهرهبرداران آب شبکه آبیاری قزوین در اولویتدهی عوامل فنی، اقتصادی، محیطزیستی، اجتماعی و سیاستگذاری مؤثر بر الگوی کشت در بود. بر این اساس شبکه آبیاری به سه قسمت بالادست، میاندست و پاییندست تقسیم شد. بر اساس مطالعات قبلی و طراحی پرسشنامه با طیف لیکرت، 25 گویه نگرشسنجی انتخاب شد. سپس با استفاده از روششناسی کیو، نمونهبرداری از بهرهبرداران انجام شد. دادهها با استفاده از نرمافزار KADE تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد شش دیدگاه غالب در میان بهرهبرداران سه قسمت شبکه وجود دارد که بیش از 50 درصد واریانس کل را شامل شدند. دیدگاههای شناساییشده در بالادست شبکه، «دیدگاه فنی» و «دیدگاه ناراضی از سیاستگذاری و موافق با فنی» بودند. در میاندست شبکه، «دیدگاه موافق اقتصادی-فنی و مخالف سیاستگذاری-اجتماعی» و «دیدگاه موافق اقتصادی-سیاستگذاری و مخالف فنی-اجتماعی» شناسایی شدند. در پاییندست شبکه، «دیدگاه همسو با اقتصاد و مخالف سیاستگذاری» و «دیدگاه موافق اقتصادی-اجتماعی و مخالف فنی» شناسایی و نامگذاری شدند. تمامی دیدگاهها دارای قابلیت اطمینان بالاتر از 9/0 بودند که نشان میدهد دیدگاههای استخراج شده از پایایی و اعتبار خوبی برخوردار هستند. همبستگی بین دیدگاهها نیز مثبت بود. بر اساس دیدگاههای شناسایی شده، تصمیمگیران میتوانند سیاستهای الگوی کشت را با مدل ذهنی بهرهبرداران تطابق داده و شانس موفقیت و اجرایی بودن این سیاستها را افزایش دهند.