ناامیدی پس از امید: خشونت خانگی در جریان تغییر نظام و حکمرانی دوباره طالبان در افغانستان
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه حکیم سبزواری
2 عضو هیأت علمی دانشگاه حکیم سبزواری
3 دانشگاه حکیم سبزواری، مرکز پژوهشی علوم جغرافیا و مطالعات اجتماعی، گروه مطالعات اجتماعی.
doi
10.22054/rjsw.2025.80086.758چکیده
این پژوهش به بررسی تجربه خشونت خانوادگی علیه زنان افغانستان، در بستر سقوط دولت در مرداد ۱۴۰۰ و حاکمیت دوباره طالبان میپردازد. با بهکارگیری رویکرد کیفی و استفاده از روش نظریه زمینهای، دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۲۰ زن افغانستانی گردآوری شده است. اطلاعات توسط نمونهگیری هدفمند جمعآوری و تحلیل دادهها بهوسیله کدگذاری باز، محوری و گزینشی بر اساس رهیافت اشتراوس و کوربین صورت گرفت. مصاحبهها به ۲۰۰ مفهوم، ۱۷ مقوله محوری و یک مقوله هستهای کدگذاری شد. مدل پارادایمی پژوهش بر اساس شرایط علّی، راهبردها و پیامدها شکل گرفت و مقوله هستهای نهایی، «تشدید خشونت خانگی در شرایط آنومیک نوپدید» شناسایی شد. از نظر زنان افغانستانی، بازگشت طالبان باعث افزایش محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی گردیده و این امر به تشدید خشونت خانگی منجر شده-است. این مطالعه برای اولین بار از مدل پارادایمی جامع جهت تحلیل تأثیرات سیاسی بر خشونت خانگی استفاده نموده و بیان میدارد که شرایط جدید سیاسی منجر به تقویت قوانین سنتی، ساختارهای مردسالارانه و فشارهای اقتصادی شده که این عوامل بر افزایش خشونت خانگی تأثیرگذار بودهاند. زنان نیز با استفاده از راهبردهای مدارا مدارانه و پیشگیرانه جهت کاهش خشونت اقدام نمودهاند. این نتایج، ضرورت برنامههای حمایتی و آگاهیبخشی را برای کاهش خشونت خانگی آشکار مینماید.