"تعامل فکری ناصرخسرو قبادیانی با میراث حکمت ایرانی/خسروانی؛ مطالعۀ موردی عقل و اختیار"

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و زبان های خارجه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22059/jis.2024.375147.1272
چکیده

پژوهش در حکمت خسروانی یا حکمت ایران باستان که شامل همه‌ی مفاهیم فرهنگی می‌شود، راهی برای شناخت درست‌تر فرهنگ اسلامی ـ ایرانی از سده‌های دوم هجری به بعد است که بخشی قابل توجه از آن را فلسفه و بخشی دیگر را اساطیر عرفانی تشکیل میدهد. در حقیقت حکمت ایران چکیده مکاتب فکری، دینی و جهانبینی اقوام ایرانی است که قرن‏ها در ایران پیش و پس از اسلام به رشد و بالندگی خود ادامه داد. شیخ شهاب‏الدین سهروردی از این حکمت به عنوان "حکمت اشراق/ خسروانی" یاد می‏کند. فلاسفه و حکمای ایرانی بسیاری در بستر فکری و فرهنگی ایران رشد نمودند و از بحر حکمت و فلسفه شرق و غرب بهره بردند. یکی از این حکما ناصرخسرو قبادیانی، داعی و حجت اسماعیلی در قرن 5 ه.ق است. تاکنون آثار او با دیدگاه غربی خوانده و میراث فلسفه یونان در آنها جستجو و بازنمود شده‏اند، اما در این پژوهش با طرح پرسش‏هایی بنیادین، همانند رابطۀ ناصر خسرو با جهان باستانی ایران چیست؟ آیا ناصر خسرو از میراث فلسفه ایرانی/حکمت خسروانی بهره جسته و تأثیر پذیرفته است؟ این تأثیر تا چه میزان بود؟ به بررسی نقش و جایگاه حکمت ایرانی/خسروانی در ساختار فکری و حکمت ناصرخسرو پرداختیم و با تأکید بر جایگاه عقل و اختیار در ساختار فکری ناصرخسرو، شاخصه ‏های اصلی حکمت خسروانی و حکمت ناصرخسرو پیرامون عقل و اختیار مقایسه و تفسیر و تحلیل نمودیم.