بررسی تطبیقی انسان‌شناسی عرفانی و فلسفی از دیدگاه مولانا و کانت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران

doi
10.22103/jcl.2023.22119.3662
چکیده

یکی از مسائل مهم اندیشه بشری، انسان و هستی ناشناخته اوست که همواره محور بحث در بین فیلسوفان و عارفان بوده‌است. آنان بر اساس دیدگاه خود به انسان از دو منظر نگریسته‌اند: برخی از وضع موجود انسان و در بارۀ اینکه «انسان چگونه هست و چگونه نیست» سخن می‌گویند و پاره‌ای در بارۀ شرایط انسان مطلوب گفت‌وگو می‌کنند به این‌معنا که انسان چگونه باید باشد و نباشد. در مقایسه این دو رویکرد باید گفت: انسان‌شناسی فلسفی با نگاهی عقلانی به مسائل اساسی انسان به-عنوان یک موجود عقلانی و اندیشمند و انسان‌شناسی عرفانی از راه علم حضوری به مطالعه و بحث در بارۀ انسان و چگونگی دستیابی او به کمال می‌پردازد. این مطالعه با روش توصیفی ـ تطبیقی و در جهت تبیین، تحلیل و تطبیق انسان‌شناسی فلسفی و انسان‌شناسی عرفانی از دیدگاه کانت و مولانا پرداخته‌است. یافته‌های حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد هدف غایی مولانا در انسان-شناسی معرفی انسان کامل یا مطلوب است و حال آن که کانت در انسان‌شناسی پراگماتیکی خود، انسان موجود را معرفی می‌کند.