نگاهی به درون‌مایه‌هایِ همسان در: حماسۀ گیل‌گمش، سرودِ مروارید و متن‌هایِ مانوی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول، ایران

doi
10.22103/jcl.2023.21844.3643
چکیده

حماسۀ گیل‌گمش و سرودِ مروارید دو میراثِ بزرگِ بشری هستند که اثرِ نخستین در 2100 پیش از میلادِ مسیح و دومین اثر در نیمۀ دومِ سدۀ نخستِ میلادی (میانِ 50 تا 70) به نگارش درآمده است. به نظر می‌رسد این دو اثر که یکی قالبی حماسی و دیگر عرفانی دارد و ظاهراً متفاوت می‌نمایند، از درون‌مایه‌هایی همسان بهره‌مندند و هر دو در شکل‌دهیِ اندیشه‌ها و باورهایِ مانی و مانویان تأثیرگذار بوده‌ است؛ به این معنا که مادری تأثیرگذار (مادرِ حیات)، شاهزاده‌ای به فراموشی گرفتار آمده، وجودِ همزادی چون نَرْجَمیگ، قهرمانی مانندِ هرمزدبغ که به سرزمینِ تاریکی می‌تازد، وجودِ شیرچهر اژدهایی اهریمنی، لباسِ رزم برکَندن و تاج بر سر نهادن پس از رهایی از تن و جهان، وجودِ مادینه‌ای گُمراه‌کُننده و همین‌طور پدر و دختری اهریمنی (اَشَقْلون و مُردیانگ) که در پیِ گمراه‌ساختنِ سرنمونِ انسان‌ها هستند، وجودِ کشتی‌رانی رستگارکننده و آگاهی‌بخشی دلسوز (عیسایِ درخشان)، انسان‌ایزدی خورشیدگونه (مانی) و مقولۀ آزار نرساندن به حیوانات در مانویّت، همگی مقوله‌هایی است که در حماسۀ گیل‌گمش و سرودِ مروارید یافت می‌شود. نتایجِ پژوهش نشان می‌دهد که مانی و مانویان از این دو اثر که یکی به میان‌رودان تعلّق دارد و در پیوند با نژادِ سامی و دیگر به فرهنگِ پارتی ـ اشکانی متعلّق است، تأثیر پذیرفته‌اند و در این همسانی و الگوپذیری، می‌توانیم آمیزش و تعاملِ فرهنگِ ایرانی را با دیگر فرهنگ‌ها و باورها ببینیم.